زبان بر خاک مالیدن ؛ حسرت و آرزو کردن. ( آنندراج ) :
تیغ میمالد زبان بر خاک پیش جرأتم
پیچ و تاب از قبضه ٔجوهر برون آورده ام.
صائب ( از آنندراج ) .
تا بوصف آن دهن شد سبزه خطتر زبان
طوطیان بر خاک میمالند از شکر زبان.
صائب ( از آنندراج ) .
تیغ میمالد زبان بر خاک پیش جرأتم
پیچ و تاب از قبضه ٔجوهر برون آورده ام.
صائب ( از آنندراج ) .
تا بوصف آن دهن شد سبزه خطتر زبان
طوطیان بر خاک میمالند از شکر زبان.
صائب ( از آنندراج ) .