زانیج

لغت نامه دهخدا

زانیج. ( اِ ) وطن مألوف را گویند. ( برهان قاطع ). وطن را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ). مسقطالرأس و مولد و وطن و شهر. ( ناظم الاطباء ).

جدول کلمات

( وطن ، میهن

پیشنهاد کاربران

میهن
این واژه در سروده ها چندان پرکاربرد نبوده ولی به نظر می رسد در گفتار مردم کاربردی بوده.
در برهان قاطع و صحاح الفرس به این واژه اشاره شده.
زانیج - زادگاه
زانیج - زادگاه
دکتر پیراکه