زاج ابیض

لغت نامه دهخدا

زاج ابیض. [ ج ِ اَ ی َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بفارسی زاج سفید و بیونانی خلل القیس [ قلقدیس ] و بهندی بهتگری نامند. ماهیت آن چیزی سفید مایل بزردی و خفیف الوزن و بهترین آن مصری براق شبیه به بزرنیخ بدخشی است که چون در دست بمالند، زود ریزه گردد و پاک باشد از آلایش و کوفته نباشد و آنچه را که خواهند رنگ کنند و خوب رنگین ، صاف و یکسان شود اولاً در آب محلول آن تر نموده خشک کرده پس رنگ مینمایند و معدن اکثر جاها است از آن جمله پنجاب ، از صوبه لاهور در قصبه بیهره مشهور بجوش آب و نمک سار مابین نهر جهنار و راوی که معدن نمک است ، شرقی آن معدن زاج است. و در حین برآوردن مانند نمک اندک نرم میباشد و برسیدن هوا بدان صلب میگردد. طبیعت آن گرم و خشک مایل به اعتدال و الطف همه اقسام است.
افعال و خواص آن : بسیار قابض و جالی و در جمیع افعال قریب بزاج زرد است و آشامیدن ثلث درم تا نیم درم آن که با دو وزن آن نبات سفید نرم سوده کف کنند و بالای آن شیرگاو تازه دوشیده بقدر نیم آثار هندی که همان مقدار آب داخل کرده باشند نهار بیاشامند و اگر آن مقدار شیر و آب را به یک دفعه نتوانند آشامید بدفعات بیاشامند و وقت شام نیز همین مقدار زاج و نبات با شیر وآب بیاشامند و از ترشی و بادی و گوشت پرهیز نمایند و تا هفت یوم بدستور، بعمل آورند جهت رفع قرحه گرده و مثانه و احلیل و تحلیل ریاح آنها و تفتیت حصاة نافع بود. و اگر برای تفتیت حصاة تا پانزده یا بیست یوم بعمل آورند بهتر است. و چون دو جزء آن را با یک جزء قلیمیا با سرکه سائیده در ظرف سفالی کرده به چهل روز تابستان در آفتاب و زیر سرگین دفن کنند بغایت تندو جالی گردد. و ازاله بیاض غلیظ و ناخنه مینماید. و در ازاله گوشت زائد زخمها بیعدیل و اکتحال زاج محرق جهة تنقیه گوشهای چشم و با عسل جهت سطبری پلک آن و نفوخ آن در بینی جهت رعاف و به دستور طلای آن بر یافوخ یا آب گندنا و یا قیروطی جهت آکله دهان. و بعضی با خمر سائیده بدستور مذکور میسازند و آن نیکوترین دواء است برای جرب. و طلای زاج با آب گشنیز جهت حمرةو سلعه و جرب و حکه و خشک ریشه و بستن زخمها و ذرور آن جهت قروح خبیثه و نزف الدم همه اعضاء و ورم بن دندان و عضلات حلق و فرزجه و محلول آن با آب گندنا جهت نزف الدم رحم و فتیله آن با عسل جهت قرحة گوش و رفع چرک آن و جهت بواسیر و نواصیر مفید است ، و قطور قلیل محلول آن در آب باران جهت تنقیه بصر و رفع غشاوه رقیق و بیاض و امثال اینها نافع است. ( مخزن الادویه ).و رجوع به زاج سفید شود.

فرهنگ فارسی

زاج سفید

پیشنهاد کاربران

بپرس