لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
۲. [مجاز] شخص اصیل و نجیب، بااصل ونسب.
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
خاردار، ریشه دار، ریش دار
ریشه دار، مژه دار، مژگان دار
ریشه دار، زبر، پر از کنده درخت، سیخ سیخ
ریشه دار، مژه دار، مژگان دار
ریشه دار، ریشه ای، شبیه ریشه
ریشه دار، نخ نخ
ریشه دار، حاشیه دار، شرابه دار
پیشنهاد کاربران
تشکر از آقای علی قدیری
بناور کلمه درستی است برای کلمه ریشه دار
بناور کلمه درستی است برای کلمه ریشه دار
بناور
اساسی
با اصالت - اصیل
مزمن ( دیرپای و دیرینه )