رگ رگ

گویش مازنی

/reg reg/ مشغول کاری بودن - آهسته کاری و مسامحه از روی عمد

پیشنهاد کاربران

رگ رگ ؛ شاخه شاخه. رشته رشته :
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور
در خلایق می رود تا نفخ صور.
مولوی.

بپرس