رگ جهنده
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
رگ جنبنده ؛ شریانها که جنبنده اند. ( التفهیم ) .
- رگ جهنده ؛ شریان. ( منتهی الارب ) . رافز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . سرخ رگ. ( رگ شناسی تألیف امیراعلم و دیگران ) .
- رگ جهنده ؛ شریان. ( منتهی الارب ) . رافز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . سرخ رگ. ( رگ شناسی تألیف امیراعلم و دیگران ) .