رکاب زدن

مترادف ها

pedal (فعل)
پا زدن، رکاب زدن

فارسی به عربی

دواسة

پیشنهاد کاربران

- رکاب زدن ؛اسب را با ضربات آهن مهمیز که سوار بر دو پهلوی او زند بحرکت تند واداشتن. رکاب کشیدن. تهییج کردن سواراسب را برای حرکت.
لِنگَکْ زدن: رکاب زدن با حس و حال، این حس و حال مى تواند از سر سرخوشى یا خستگى یا شوق یا . . . باشد.
یعنی پدال زدن
پا زدن

بپرس