روچ

لغت نامه دهخدا

روچ. ( اِ ) بمعنی روز است و در لغت تبری و دری جیم با زا تبدیل می یابد. ( انجمن آرا ). روج. رجوع به روج و روز شود :
ویته سردر بیابانم شو و روچ
سرشک از دیده بارانم شو و روچ
نه تو دیرم نه جانم میکرو درد
همی زانم که نالانم شو و روچ.
بابا طاهر ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

بمعنی روز است و در لغت تبری و دری جیم بازا تبدیل می یابد

پیشنهاد کاربران

در زبان بلوچی که یکی از زبان های اصیل ایرانی است و تشابه بسیار زیادی به زبان ایران باستان و پهلوی دارد، روچ به روز هم می گویند و به خورشید هم می کند روچ ، �روچ درآتکه� ینی خورشید طلوع کرده، . . . �دو روچ
...
[مشاهده متن کامل]
راهین� ینی دو روز راه است. خود روز هم در زبان بلوچی که روچ است ینی تایمی که خورشید یه دور بزنه ( البته قدیم می گفتند ) الان می دونیم که زمین میچرخه. پس ریشه شأن یکی است

روچ=جمع وجوروفشرده ، سفت ،
درزبان لکی فشرده ومحکم معنا می دهد.
روز