رمبیدن
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فرو ریختن سقف و دیوار .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
این مصدر در فارسی گفتاری رایج است، مایه خجالت است که دیوان سالاری مملکت اصرار دارد به جای هِشتن یا نِهِشتن از قرار دادن، به جای ستاندن از اخذ کردن، به جای رمبیدن از تخریب کردن، به جای ریدن از مدفوع کردن
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
استفاده کند فقط برای اینکه بگوید فارسی مردم بی ادبانه و داهاتی است و فارسی رسمی خوب است! با این فارسی رسمی شان هم کمر زبان را شکستند هم خرده فرهنگ های فارسی گویشی و نافارسی مملکت را له کردند!
فرو ریختن سازه
در زبان بختیاری به معنی از هم فروپاشیدن یا بر روی هم لغزیدن و فرو ریختن وخراب شدن معنی میشود