رقاد
لغت نامه دهخدا
رقاد. [ رُ ] ( ع اِ )خواب. یا رقاد مخصوص است به خواب شب. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). خواب. ( غیاث اللغات ). خواب و خصوصاً خواب در شب. ( ناظم الاطباء ). خواب سبک اول شب. خواب. نوم. رقد. رقود. ( یادداشت مؤلف ). خواب دراز. ( دهار ) ( یادداشت مؤلف ). خواب یا خواب خوش. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
خوابیدن|
لا یصلح الان لشیء الا للرقاد سبع ساعات متوالیات
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٢٩
لا یصلح الان لشیء الا للرقاد سبع ساعات متوالیات
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٢٩