رفش

لغت نامه دهخدا

رفش. [ رَ ] ( اِ ) درفش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به درفش شود.

رفش. [ رَ ] ( ع مص ) کوفتن چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). کوفتن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || نیک خوردن و نوشیدن در فراخی و نعمت. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || برآغالانیدن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

رفش. [ رَ ] ( ع اِ ) رُفش. بیل چوبین. پارو. ( یادداشت مؤلف ). بیل چوبین. ( دهار ). بیل که با آن خاک بردارند. ( آنندراج ). بیل. المثل : من الرفش الی العرش ، درباره کسی گویند که به جاه و عزت رسد بعد از خواری و مذلت. ( ناظم الاطباء ). و منه المثل : الرفش الی العرش ؛ یعنی سلطنت بعد از عمل بمجرفه در حق شخصی گویند که به جاه و عزت رسد بعد از خواری و مذلت. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اکل : الرفش و القفش ؛ یعنی اکل و نکاح. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) ج ِ اَرفَش و رَفشاء. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ارفش و رفشاء شود.

رفش. [ رُ ] ( ع اِ ) رَفش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رَفش شود. || ج ِ رفشاء. رجوع به رفشاء شود.

رفش. [ رَ ف َ ] ( ع مص ) کلان شدن گوش کسی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). کلان شدن گوش و بزرگ گردیدن. ( از آنندراج ).

پیشنهاد کاربران

سه حرفی رفش در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی زیر میباشد : ۱۲ ۲۳ ۱۶ با جمع رقمی ۱۵ با تلفظ یک ۵ و با جمع عددی ۵۱ با تلفظ یک ۵ و در کنار هم بصورت زوج عددی ۵۵ با تلفظ دو تا پنج مساوی با ۱۰.
...
[مشاهده متن کامل]

حرف د ( با تلفظ قدیمی دا و جدید دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد و لذا درفش با تصویر عددی ۱۰ ۵۵ به این معنا بوده که ابعاد دهگانه ی نفسانی هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر ۵ مِن مردانه یا شاهانه و ۵ زنانه یا ملکهانه، میباشند و جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی و آسمانی و جاودانه.
واژه ی کاوَه بصورت تفکیکی ک اوَه: ک ( با تلفظ قدیمی کا و جدید کاف ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۵ میباشد با تلفظ دو تا پنج با طنین یا بیان یک ۵ و یک ۵ مساوی با ۱۰ و اوَه به زبان کردی معادل او یعنی ضمیر سوم شخص مفرد در زبان فارسی. لذا کاوه در اصل و ریشه یعنی از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و ناپیدا، به معنای او ۱۰ به شکل ۵ و ۵ بوده یعنی ۵ شاه و ۵ ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
عبارت الرفش الی العرش هم شاید به این معنا بوده باشد که عرش های هرکدام از افراد انسانی در حالت ملکوتی دارای ۱۰ پایه یا ده اصل و ریشه بوده است؛ مشتمل بر پنج پایه، اصل یا ریشه ی مردانه و پنج تا زنانه. و آدم بصورت آ۱۰م، به زبان فارسی ایلامی - سومری - اُگاریتی به این معنا بوده: من ده تائی آفریده شده ام و آنهم شاید چند هزار سال قبل از تولد موسا در مصر .