رفته شدن

پیشنهاد کاربران

رفته شدن ؛ رفتن. جاری شدن. انجام گرفتن. واقع شدن : بموجب آنکه بر دست و زبان ملوک هر چه رفته شود. . . هر آینه به افواه گفته شود. ( گلستان ) .

بپرس