رفتن نماز

پیشنهاد کاربران

رفتن نماز ؛ قضا شدن آن. فوت شدن آن : نمازم رفت. ( از یادداشت مؤلف ) : هشتاد روز بود که هیچ نخورده بود و هیچ نمازش از جماعت نرفته بود. ( کشف المحجوب هجویری ) . هشتاد شبانروز هیچ نمازش از جماعت نرفت. ( کشف المحجوب هجویری ) .

بپرس