رفتن شکم ؛ پیچاک شکم. پدید آمدن اسهال. ( ناظم الاطباء ) . مبتلا به اسهال بودن. ( یادداشت مؤلف ) . استطلاق. ( منتهی الارب ) : هیضة؛ رفتن شکم و شکستن از ناگوارد. ( دهار ) .
رفتن شکم ؛ اسهال گرفتن. اسهال داشتن. ( یادداشت مؤلف ) . رجوع به ترکیب شکم رفتن و فروشدن شکم شود.