رفتن شغل بر کسی

پیشنهاد کاربران

ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف
علی باقری١٤:٤٠ - ١٤٠٤/٠١/٠٢رفتن کار وشغل برکسی ؛ یا بر دست کسی یا از کسی ؛ گشادن از او. برآمدن بدست او. انجام گرفتن آن بوسیله او. ( یادداشت مؤلف ) . انجام کار بر عهده او قرار گرفتن. جریان یافتن کار بدو : بونصر. . . به دیوان رسالت نمی نشست و طاهر می بود و کار بر وی می رفت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 59 ) . کاری چند بر وی می رفت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 25 ) . در جمله رجالان و قورکشان مردی منهی را پوشیده فرستادند که بر دست این قاصدان قلیل و کثیر هر چه رود بازنماید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 297 ) . شغل دربار همه بر حاجب غازی می رفت که سپاه سالاربود. ( تاریخ بیهقی ) . آنچه بر دست وی رفت از کارهای بانام. ( تاریخ بیهقی ) . کار خیر بسیار برفت بر دست وی [ عمرولیث ] ( تاریخ سیستان ) . کارها بر دست ابوالفتح همی رفت. ( تاریخ سیستان ) . آنجا بر دست وی کارهای بسیار رفت و خدمتها کرد. ( تاریخ سیستان ) .
...
[مشاهده متن کامل]

کار از تو می رود مددی ای دلیل راه
کانصاف می دهیم و ز راه اوفتاده ایم.
حافظ.

گزارش
0 | 0

بپرس