رصاصه

لغت نامه دهخدا

( رصاصة ) رصاصة. [ رَ ص َ ] ( ع اِ )یک قطعه از رصاص. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ).

رصاصة. [ رَص ْ صا ص َ ] ( ع ص ، اِ ) بخیل. || سنگ چسبیده بر زمین در کنار چشمه روان. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رصراصة.

فرهنگ فارسی

بخیل سنگ چسبیده بر زمین در کنار چشمه روان

پیشنهاد کاربران

"و جعل یبحث باصبعه عن رصاصة، فلم یجد شیئا"
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص92
گلوله