رسیده شدن


معنی انگلیسی:
maturate, mature, ripen

مترادف ها

maturation (اسم)
بلوغ، رسیده شدن

فارسی به عربی

نضوج

پیشنهاد کاربران

رسیده شدن ؛ رسیدن. کامل شدن. بالغ شدن. نضج. پختن :
دریغ فر جوانی و عز وای دریغ
عزیز بودم ازین پیش همچنان سپریغ
به ناز باز همی پرورد ورا دهقان
چو شد رسیده نبودش ز تیغ تیز گریغ .
شهید بلخی.
mellow
۱ ) رسیده شدن
grapes were mellowing in the sun
انگورها زیر آفتاب رسیده تر می شدند.
۲ ) پخته شدن،
۳ ) موقر شدن

بپرس