لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) ناحیه ، ج . ارجاء.
پیشنهاد کاربران
رجاء به معنی:
چشم داشت، امید، تأمیل، دلگرمی
رجاء یک کلمه عربی که ریشه عربی کلمه �رجاء� سه حرف اصلی ( ر - ج - و ) است �رَجُو�
در صرف زبان عربی، حرف �و� در انتهای این ریشه به دلیل قواعد اعلال، پس از الف ممدوده تبدیل به همزه ( ء ) شده و به صورت �رجاء� درآمده است. این کلمه از باب نَصَرَ یَنْصُرُ ( رَجَا یَرْجُو ) به معنی امید داشتن و آرزو کردن است.
... [مشاهده متن کامل]
که کلمات هم خانواده آن نیز عبارتند از؛
مَرجُو: مورد امید، آنچه به آن امید می رود ( مانند عبارت �عفوِ مرجو� ) .
تَرَجّی: امید داشتن، خواهش کردن ( یکی از ابواب تفعل ) .
ارتجاء: امیدواری، چشم داشت. رَجِیّ: کسی که به او امید دارند.
راجی/راجیه: امید وار، کسی که امید دارد ( اسم فاعل ) .
مثال: ما در جلسات خود با ایجاد خوف و رجاء در طرف مقابل توانستیم به چنین نتیجه ای برسیم. ( در اینجا منظور ان است که در گفتگو و ایجاد حس ترس و نگرانی و از طرف دیگر حس امید و امیدواری به چنین نتیجه ای در تصمیم گیری و رفتار رسیده ایم. ) در ادبیات و حقوق کلمات خُوف و رَجاء زیاد با هم بکار می رود
چشم داشت، امید، تأمیل، دلگرمی
رجاء یک کلمه عربی که ریشه عربی کلمه �رجاء� سه حرف اصلی ( ر - ج - و ) است �رَجُو�
در صرف زبان عربی، حرف �و� در انتهای این ریشه به دلیل قواعد اعلال، پس از الف ممدوده تبدیل به همزه ( ء ) شده و به صورت �رجاء� درآمده است. این کلمه از باب نَصَرَ یَنْصُرُ ( رَجَا یَرْجُو ) به معنی امید داشتن و آرزو کردن است.
... [مشاهده متن کامل]
که کلمات هم خانواده آن نیز عبارتند از؛
مَرجُو: مورد امید، آنچه به آن امید می رود ( مانند عبارت �عفوِ مرجو� ) .
تَرَجّی: امید داشتن، خواهش کردن ( یکی از ابواب تفعل ) .
ارتجاء: امیدواری، چشم داشت. رَجِیّ: کسی که به او امید دارند.
راجی/راجیه: امید وار، کسی که امید دارد ( اسم فاعل ) .
مثال: ما در جلسات خود با ایجاد خوف و رجاء در طرف مقابل توانستیم به چنین نتیجه ای برسیم. ( در اینجا منظور ان است که در گفتگو و ایجاد حس ترس و نگرانی و از طرف دیگر حس امید و امیدواری به چنین نتیجه ای در تصمیم گیری و رفتار رسیده ایم. ) در ادبیات و حقوق کلمات خُوف و رَجاء زیاد با هم بکار می رود
امید، آرزو