رباعیات عرفانی

پیشنهاد کاربران

گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به راه نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
( عطار )
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
...
[مشاهده متن کامل]

از دوست به یادگار دردی دارم
کان دردبه صد هزار درمان ندهم
( مولوی )
دشت از مجنون که لاله می روید از او
ابراز دهقان که ژاله می روید از او
طوبی و بهشت و جوی شیر از زاهد
ما و دلکی که ناله می روید از او
( بابا افضل کاشانی )
رباعی در ادبیات یعنی شعری که دارای چهار مصراع است. رباع در لغت به معنی چهارگان است و هر چیز را که دارا ی چهار جزء باشد می توان رباع گفت.
در قالب بسیاری از رباعی ها، فلسفه و چون چرا و گاه شکّ فلسفی دیده می شود
( تاکی؛ 1381: ص 79 ) �
رباعیات ملحون، یعنی رباعیاتی که در موسیقی و آواز به کار می رود، �ترانه� است و در عوض به رباعیاتی که استفاده موسیقیایی ندارد، دوبیتی گویند. حال اگر رباعی همراه با موسیقی به زبان عربی باشد �قول� و اگر به زبان فارسی باشد غزل نامیده می شود.
( شمسیا؛ 1374: ص 15 - 14 )

ترانه های راز.
ترانه های رازوری.
ترانه های رازورانه.
ترانه های دانستنیها.
ترانه های دانش ( ها ) .
ترانه های فرزانش ( ها ) .
ترانه های آیین ( ها ) .
ترانه های رازوری ( ها ) .
ویا ترانه های ؛
دانشی. فرزانشی. آیینی. رازوری.
ترانه مهرورزانه . ترانه های رازورانه.