انسان در طول تاریخ پیدایش خود روی کره زمین تاکنون و یا به بیانی دیگر از دوران مهد کودک تاریخ اندیشه یا فکر، خیال، تصور و توَهُم تا به امروز نتوانسته است بین دو نوع خدای زیر فرق و تمیز قائل شود:
الف - رب العالمین یا پروردگار عالمیان، خالق آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست، آفریدگار کائنات یا خدای حقیقی و واقعی یعنی اول، وسط، آخر، درون و بیرون همه چیز و همه کس یا بطور عام تر یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی و جامع تر یعنی محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار که هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه غیبی و چه عینی غیر از او، آن و این نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد.
... [مشاهده متن کامل]
ب - خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان، خط، فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد به این معنا که از هیچگونه موجودیت دیگری چه شهودی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود.
خدای نوع اول یعنی خدای حقیقی و واقعی در حالت کلی و بیکرانی بی نیاز مطلق است و لذا از طرف انسان ( منجمله هیچ موجود دیگری ) هرگز به ستایش و پرستش؛ نیایش و مناجات؛ طاعت و عبودیت و بندگی، تسبیح و ذکر؛ احداث معابد و قربانی حیوانات در اطراف آنها؛ زیارت اماکن به اصطلاح مقدسه و سرانجام تعیین قبله گاه و اوقات شرعی هیچگونه نیازی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.
وعده ها و وعید های بهشت و جهنم هم از طرف خدای حقیقی و واقعی به انسان داده نشده اند بلکه از طرف بنیانگذاران آئین ها و ادیان و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع آئینی و دینی به عنوان دو ضمانت نامه سفت و سخت اجرائی در دفاع جانبازانه از آئین و دین و حفظ یوغ شریعت بر دوش پیروان ساده و چشم و گوش بسته در عمل، با هدف و قصد و نیت و انگیزه باطنی و آرزوی پنهانی زنده نگه داشتن نام و نشان و اثر خویش در ذهن و زبان و خط و خاطره ی انسان بخصوص پیروان و به ویژه در حافظه تاریخ متاثر از شعله های آتش سوزان شهوات غرایز نام آوری و شهرت طلبی، برتر بینی خود و ایل و طایفه و قبیله و قوم خودی در میدان رقابت سرسختانه با نام ها، ایلات، طوایف و قبایل و اقوام بیگانه یا غیر خودی.
ذکر ۱۰۰۱ باره ی شبانه روزی عبارت " یا رب العالمین " نه رزق و روزی ذاکر را افزایش میدهد و نه او را به سعادت و رستگاری راستین میرساند و نه احساس قرب حقیقی نصیب وی میگرداند و نه امداد های مجانی یا رایگان غیبی به داد و یاری و یاوری وی می فرستد و نه مانّا یا نانِ مان از آسمان برایش نازل می نماید و نه تشنگی و گشنگی اش را بدون زحمت رفع میکند، بلکه انرژی های حسی، فکری، خیالی و اوقات زندگی کوتاه مدت دنیوی وی و پیروانش را تلف می نماید.
محتوای هر کتابی که تاکنون نوشته شده و در آینده نوشته خواهد شد، بیان کلام جزئی، ناقص، معیوب و ناکامل خدای حقیقی و واقعی میباشد در قالب افراد انسانی در اعصار و شرایط مختلف تاریخی، فرهنگی و تمدنی و نه کلام کامل و بی عیب و بی نقص وی در حالت کلی و بیکرانی.
لذا محتوای کتب علمی به ویژه علوم طبیعی و تجربی و ریاضیات محض و کاربردی بسیار به حقیقت و واقعیت نزدیکترند تا محتوای کتب به اصطلاح آسمانی و وحیانی.
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار/ جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای آفریدگار! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بی نهایت تو ای آفریدگار!!؟؟/.
به خوبی دانم که تو نیافریده ای مارا بهر طاعت و بندگی یا به لسان قرآن الا لیعبدون/ بلکه تا کنی مارا راست و درست و حسابی وانهم نه بسان ماریا مادر ایسا یا مریم عذرا و باک راه/ الا یعنی بلکه یا مگر به معرفت کامل ابعاد فراوان و بیکران خویش هدایت و رهنمون مارا/ تا سهیم گردانی و بهره مند نمائی از عشق و زندگی بی آغاز و بی پایان، لایزال و جاودانه ی خویش مارا /
لذا شیخا!
گر خود نمی خواهی نخواه اما دست کم بگذار که دیگران رسند به سعادت های نسبی دینوی در همین جا و حال درین زمان و مکان/ در عوض پیشکش خود و جمیع گذشتگان و حال و آیندگانت باد انشاالله کلیه ی سعادت های برزخی و اخروی در لازمان و لامکان/.
واژه ی آمین با حروف لاتین به شکل amen با تلفظ آمِن در زبان آلمانی در اصل و ریشه از دو کلمه به شکل زیر ساخته شده: یکی پیشوند am با دو تلفظ و دو معنا؛ یکی اَم به معنای هستم و دیگری آم به معنای عام هردو به زبان فارسی و دیگری پسوند en با تلفظ اِن که همان کد انسانی میباشد بصورت یک رمز و راز ژرف حروفی - عددی به روش بازی کابّالا. e و n در ردیف حروف الفبای لاتین به ترتیب معادل اعداد ۵ و ۱۴ میباشند و در کنار هم بصورت ۵۱۴ میتواند به شکل های ۵ و ۵ ؛ ۱ و ۹ هردو مساوی با ۱۰ تلفظ و بیان شوند. ۱ و ۴ از یک جنسند و ۵ از جنس مقابل یعنی زن یا مرد. ۱ ی از ۱۰ عضو خانوادگی ملکوتی یا آسمانی هرکدام از افراد انسانی در این دنیای عینی - واقعی - فیزیکی از مادر متولد شده و میشود و ۹ تای دیگر در دنیای وسیع غیبی - برزخی - متافیزیکی در پشت پرده ی ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی از مشاهده و تجربه ی عشق و زندگی رویائی بهمراه توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین برخوردارند و به عضو دنیوی خانواده ی خویش علم و آگاهی کامل دارند.
... [مشاهده متن کامل]
نتیجه اینکه واژه ی آمین ( amen ) صرف نظر از کاربرد آن در پایان مراسم نیایش و ستایش و دعا در ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، در اصل و ریشه به زبان رمزی به دو معنای زیر بوده:
الف - من ۵ و ۵ی یا من ۱ و ۹ ئی و یا من ۱۰ تائی ام.
ب - ۵ و ۵ ها یا ۱ و ۹ ها و یا ۱۰ های عام، یعنی نفوس مجرد یا من های دهگانه ی هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر پنج من مردانه و پنج من زنانه یا پنج زوج ملکوتی یا آسمانی مشتمل بر ده نیمزوج مذکر و موئنث.
رب ال آمین به معنای رب یا آفریدگار ده تائی های معین انسانی.
داستان خلقت آدم و حوا سروده شده توسط حکیم وحیانی و سراینده ی حکمت تورائی یعنی موسی یا موسا و ده فرمان وی دو حجاب تاریک و پرده ی ضخیم اند که بر روی چراغ حقیقت و نور آن کشیده شده اند تا انسان بعد از موسا نتواند آن چراغ حقیقی و نور آنرا ببیند. شاگردان معنویت دینی موسا یعنی ایسا یا عیسی و محمّد در فواصل مختلف زمانی هرکدام به وسع و توانائی خود، تاریکی و ضخامت آن دو حجاب و پرده را افزایش داده اند.
آنکه دائم پندارد فرد خود و افراد دیگر را بنی آدم و آدمی زاده/ زین به بعد نشاید که نهند نامش فرزند انسان و انسان زاده/
در تصحیح کلام ایسا مسیح:
من به تو میگویم تا این آدم قدیمی در وجودت نمیرد، تو هرگز نمی توانی انسان بشوی.
سلام،
باتوجه به پیشرفتهای علمی شگفت انگیز ومبحث جهان های موازی،
آیا میتوان گفت �سپاس برای تربیت کننده جهانها �که خود شامل همه
جهانیان موجود در جهان های موازی بینهایت نیز میشود؟
لطفاً اعلام نظر فرمایید. . . . . باتشکر
Rabb al alamin ربّ اَل عالمین. اَل در زبان عربی حرف تعریف و یَعَیُن می باشد مثل the در زبان انگلیسی. معنای این واژه ترکیبی به هیچ وجه من الوجوه عبارت از دو جهان زرتشت و صد جهان مولانا نبوده و نمی باشد
... [مشاهده متن کامل] بلکه عوالم هفتگانه بهمراه آسمان ها و زمین های هفتگانه بطور مطلقا یکسان و برابر در محتوای هرکدام از گیتی ها ؛ دنیا ها ؛ کیهان ها و یا جهان های متناهی و مساوی و موازی و بیشمار. انسان امروز و فردا به کمک پیشرفته ترین مدل های فعلی میکروسکوپ ها و تلسکوپ های امروزی و مدل های پیشرفته تر آنها در آینده های نزدیک و دور دست هرگز نمی تواند غیر از این عالم واقعی و عینی و شهودی و بهمراه این آسمان و زمین، شش عالم دیگر بهمراه شش آسمان و شش زمین دیگر را روئیت یا مشاهده نماید. نتیجه اینکه هیچ راه دیگری در پیش پا و روی انسان در این زمینه وجود ندارد غیر از شناخت ابعاد هستی و وجود خویش و آنهم نه بعد مادی نه روحی نه روانی نه جان و نه فهم و عقل بلکه ابعاد نفسانی یعنی من ها یا خود های دهگانه مشتمل بر پنج نفس مجرد یا من و یا خود مردانه و زنانه. و در این زمینه هیچ راه دیگری در پیش پا و روی انسان وجود ندارد غیر از شناخت کامل محیط و محتوای صدف دهن بسته غریزه جنسی طبیعی. لذا از آنجائیکه در طول تاریخ پیدایش انسان روی کره زمین تاکنون هیچ انسانی به جنین شناختی نرسیده است، لذا انسان کامل نه در زمان های گذشته وجود داشته و نه در آینده وجود خواهد داشت تا رسیدن و یا بازگشتن دوباره انسان بهمراه همین واقعیت و طبیعت و یا محتوای این کیهان یا جهان به حالت آفرینش اولیه یا بنیادین و یا آغازین در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت برین.
نام یا عنوان قوم عرب با حروف لاتین به شکل زیر نوشته می شود : Arab با دو تلفظ یکی مفرد و دیگری جمع و دومعنای مختلف به شکل زیر :
الف - آرَب : حرف آ حرف اول واژه آغاز یا اول می باشد و رب نام خداوند. لذا آرب به معنای رب آغازین ؛ آسمانی ؛ اولیه ؛ ازلی و ابدی .
... [مشاهده متن کامل]
ب - آراب به معنای رب های آغازین؛ آسمانی ؛ اولیه ؛ ازلی و ابدی .
این احتمال بسیار قوی و قریب به یقین و نزدیک به حقیقت می باشد که حکیمان و عارفان و شاعران و ادیبان قوم عرب قبل از میلاد پیامبر اسلام خود را بطور انفرادی رب و بطور جمعی رب های آغازین و اولی و ازلی و ابدی می پنداشته اند و لذا بطور جدی به این پنداشت باور داشته و وفا دار به آن بوده اند. پیامبر اسلام بر علیه این بینش و باور و پندار اوهامی قیام می کند و آنان را بطور پنهانی و غیر مستقیم از طریق بیان آیات مربوط عهد و پیمان و بزم الست مورد خطاب قرار می دهد و به آنان و بقیه شنوندگان کلام خویش می فرماید: مگر نه اینکه الله ( یعنی نور سماوات و الارض ) فرزندان آدم را در باغ بهشت از صلب یا ذریه او بیرون کشید ( منهای صلب یا ذریه حوا ) و از آنها اقرار گرفت و پرسید، آیا من رب شما نیستم ؟ و همگی آنها منجمله من و شما یک دل و یک صدا جواب دادیم بله تنها تو رب ما هستی . پس بدانید و آگاه باشید که نه من و نه هیچکدام از شما رب یا رب های آغازین نبوده و نمی باشیم بلکه فقط الله رب من و شما و خالق سماوات سبع و الارض و هرآنچه که بین آنهاست می باشد و رب العالمین یعنی آفریننده عوالم هفتگانه بهمراه آسمان ها و زمین های هفتگانه. در قرآن لفظ یا کلمه الارض فقط یک یا دو بار بصورت جمع بکار برده شده و بقیه آیات مربوط به سماوات و الارض به شکل مفرد استعمال گردیده است که نشانه بارز و آشکار شک و تردید می باشد. در عصر پیامبر اسلام تصویر منظومه ای ارسطو موجود بوده است که بر اساس آن هفت آسمان حبابی و نامرئی به شکل طبقه بر طبقه و محاط و محیط وجود دارند که پنج سیاره منجمین بابلی و ماه و خورشید روی آنها بصورت مدار در حرکتند و کره زمین در مرکز آنها قرار دارد و در سر جای خود ثابت و ساکن ایستاده است و علت اصلی نوسانات شبانه روز حرکت خورشید بدور آن می باشد و کتاب المجست بطلمیوس هم در میدان هیئت یا نجوم هم موجود بوده است. نکته مهم در این زمینه یعنی موجود بودن عوالم و آسمان های هفتگانه ، برای ما انسان های امروز و آینده بخصوص ما ایرانان علاقه مند به این موضوع این است که آیا این هفت عالم هرکدام بهمراه یک آسمان و یک کره ارض یا زمین حقیقتن و بطور همزمان و بصورت طبقه بر طبقه وجود دارند یا نه ؟ آنگاه تکلیف شک و تردید در مورد یک یا هفت زمین چه می شود. اگر فقط یک زمین وجود داشته باشد، آنگاه تصور آن در مرکز مشترک هفت آسمان به سهولت قابل درک است، اما اگر هرکدام از سماوات سبُع یا هرکدام از آسمان های هفتگانه دارای یک کره زمین خاص و ویژه خویش باشند، آنگاه جا و مکان و نظم و ترتیب قرار گیری آنها روی همدیگر کجا و چطور و چگونه خواهد بود ؟ آیا آسمان زمین اولی و مرکزی ، زمین آسمان دوم و آسمان دوم زمین آسمان سوم و الا آخر تا آسمان هفتم به عنوان زمین عالم غیب و نیمه بیکران که پایه های عرش اعلا روی آن قرار گرفته باشند ؟ آنانیکه معتقدند و ایمان راسخ دارند که محتوای کتاب قرآن کلام خداوند می باشد و توسط جبرئیل در قالب وحی به گوش سر پیامبر دین اسلام در شب قدر یکباره در قالب کلی و پس از آن ظرف ۲۳ سال در قالب جزئیات و بطور تدریجی در مکه و مدینه و بین آندو شهر با القاب امروزی و مرسوم یکی فاضله و معظمه و دیگری منوره ، ابلاغ گردیده است و فروع و اصول دین اسلام را بطور همه جانبه در زیر سایه چتر ولایت فقیه بر تار و پود جامعه ایران تحمیل می نمایند و محتوای قرآن را ختم کلام ملکوتی خداوند متعال و محمد مصطفی را شیر خروشان الله و خاتم انبیاء می پندارند، باید بتوانند به ما حقیقت عوالم هفتگانه بهمراه آسمان ها و زمین های هفتگانه یا یگانه را به زبان ساده و قابل فهم و درک عموم شرح و توضیح دهند و از بازی کردن کودکانه با الفاظ و کلمات و واژه ها و مقولات و مفاهیم و گزاره ها یا عبارات و جملات خشک و خالی و تهی از حقیقت و بریده از واقعیت دست بردارند و ایده انتزاعی پیاده کردن قوانین الاهی بر روی کره ارض یا زمین و در بین جوامع بشری به کمک توکل به الله یا خدا و در انتظار نشستن دریافت امداد های غیبی بطور مجانی و رایگان را از سر لوحه های دل و باطن و سر و فهم و عقل خویش پاک نمایند و الا امروز با شعار زیبای زن و زندگی و آزادی مواجه می باشند و فردا یا فردا های پس از فردا ها بر طبق پیش بینی های علمی کارل مارکس آلمانی با انقلاب سلسله و دودمان و خاندان و خانمان برانداز مواجه خواهند گردید و از بلندی های تخیلات و توهمات در طی بلند پروازی ها بر فراز میدان شناخت های تجربی و علمی با تخت پشت و یا شکم بر روی کف سفت و سخت واقعیت عینی فرود خواهند آمد و عضلات گردن و بازو و سینه و شکم و ران و داربست استخوانی شان خدای ناخواسته خُرد و نرم و خمیر خواهد گردید.
نظریه هفت آسمان ارسطو و هیئت یا نجوم بطلمیوسی و سماوات سبع و الارض قرآنی جملگی و بدون استثناء ریشه در سِر و راز و معنای نهفته در پشت پرده ظاهر مجلل و باشکوه رسم چیدن سفره هفت سین ایرانیان و خطوط هفتگانه دایره وار روی سطوح درونی و بیرونی جام جهان نما دارند و آنهم نه جام جهان نمای پیشدادیان و کیانیان بلکه خردمندان گم نام میترائی و آفرینندگان گردونه مهر با سمبل یا علامت و یا نشان چلیپا یا صلیب شکسته ( یا غلابی ) روی آن ( دو آرم یا دو بازوی آن یکی میترا خدای عشق و نه خدای خورشید و دیگری وارونه الهه عشق : MW ) در اعصار دور دست تاریخ ماقبل پیدایش خط و فرهنگ و تمدن اقوام فارسی زبان سومری و ایلامی و قوم اُگاریتی در شمال غربی سرزمین شام و خط هیروگلیف مصریان . هم سنگ و هم طراز و هم راز و معنا با گردونه یا چرخه تولد و مرگ خردمندان گم نام هندو و سمبل یا نشان سواستیکا یا صلیب شکسته روی آن ( یکی شیوا و دیگری شاکتی : SS ) ماقبل عصر ودا های نوشتاری.
ایده های حقیقی و منور و درخشان در شرح و توضیح جاودانه بودن زندگی و عشق انسانی به زبان سمبلیک یا نمودی و نمادی در اعصار دور دست تاریخ در سرزمین های ایران و هندوستان هزاران سال قبل از تولد نوآه ( نوح ) و آبراهام ( ابراهیم ) به عنوان اولین انبیاء ادیان تازه به دوران رسیده و به اصطلاح توحیدی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام.
بنده درباره
رب العامین
خیلی خوب
بود
همین میگید ای پروردگار جهانیان
وقتی بهتون گفتن یا رب العالمین معنیش چی میشه بگید یعنی ای پروردگار جهانیان
یا رب العالمین
معنی ای پروردگار جهانیان
واقعا درست راست میگم اگر امتحان دارید و بهتون گفتن معنی یا رب العالمین بگید ای پروردگار جهانیان همین این درسته
خداوند دو جهان منظور از دوجهان یکی جهان مادی ودیگری جهان غیر مادی، جهان ابدی
رب : مربی ، پرورش دهنده،
رب العالمین: پرورش دهنده دو جهان. پرورنده مخلوقات ِ هر دو عالم.
آموزش با پرورش فرق دارد. آموزش گفتن و یاد دادن یک مطلب است. ولی پرورش پروراندن متعلم است تا مرحله ای که متعلم به آن عمل کند، گاهی با گفتن و گاهی با نشان دادن و گاهی با زور. و خداوند اینگونه است.
خواست و اراده او در دو عالم سازنده است
رب العالمین=ارب دو جهان
این آیه چندان زیباست که پروردگار به ان افتخار دارد و ان را بدون ال الف ولام اورده یعنی من ارباب دوجهان شما هستم که مرا حمد و ستایش میکنید و من ستایش حمد هستم که ارباب دوجهان شما هستم تا انسان طاغوت پرستی نکند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)