ذکر خیر ؛ نیک یاد. شفة حسنة. ( منتهی الارب ) . مقابل زشت یاد. دشت یاد. ذکر جمیل. یاد کردی به نیکوئی. سِمع. بلندآوازگی. نامداری. نام آوری. ناموری. نام برداری. خوشنامی. نیک نامی. نکونامی. بانامی. بنامی. ذکر خیر کسی در میان بودن ؛ نیکوئی های او مطرح بودن :
... [مشاهده متن کامل]
دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست
کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را.
سعدی.
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر تست
بشتاب هان که اسپ و قبا می فرستمت.
حافظ.
چو ذکر خیر طلب می کنی سخن این است
که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار.
حافظ.
گویند ذکر خیرش در خیل عشق بازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید.
حافظ.
ملوک زمان را کدامین ذخیره
به از ذکر باقی است ز ایام فانی.
فریدون العکاشة ( معاصر شیخ ابواسحاق ) .
... [مشاهده متن کامل]
دولت جاوید یافت هر که نکونام زیست
کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را.
سعدی.
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر تست
بشتاب هان که اسپ و قبا می فرستمت.
حافظ.
چو ذکر خیر طلب می کنی سخن این است
که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار.
حافظ.
گویند ذکر خیرش در خیل عشق بازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید.
حافظ.
ملوک زمان را کدامین ذخیره
به از ذکر باقی است ز ایام فانی.
فریدون العکاشة ( معاصر شیخ ابواسحاق ) .
ذکر:یاد.
ذکر خیر، شما بود.
ذکر خیر، شما بود.
این دو واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آدیواچ ( سنسکریت )
ناجیاس ( سنسکریت: ناجیاسی )
آدیواچ ( سنسکریت )
ناجیاس ( سنسکریت: ناجیاسی )