ذاتا

/zAtan/

مترادف ذاتا: اساساً، بالفطره، فطرتاً

برابر پارسی: نهادی، سرشتی، گوهری

معنی انگلیسی:
essentially, inherently, innately, intrinsically, naturally, quintessentially

لغت نامه دهخدا

( ذاتاً ) ذاتاً. [ تَن ْ ] ( ع ق ) بالذّات. شخصاً. به تن خویش. بنفس خود. بخودی خود.

فرهنگ فارسی

بالذات . شخصا .

پیشنهاد کاربران

ذاتاً پرخطر : با ماهیت پرخطر
ذاتاً: به گونه ای سرشتی
ذاتاً: به طور طبیعی
سلیم
ذاتاً: در سرشت و نهادش
per se
Inherently