دیده شوخ

پیشنهاد کاربران

دیده شوخ ؛ بیشرم. بی حیا. دریده :
سپر تیر زمان دیده شوخ است و فساد
عهد کن تات نبیند فلک از بی سپران.
سنایی.
این دیده شوخ میکشد دل به کمند
خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند.
سعدی.
جز دیده شوخ عاشقان را
...
[مشاهده متن کامل]

بر چهره روان سرشک خون نیست.
سعدی.
کم می نشود تشنگی دیده شوخم
با آنکه روان کرده ام از هر مژه جویی.
سعدی.