دوکارد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
دکارتdokaart[اسم] در گویش گوغربه ابزار سنتی و بزرگ بُرنده و قیچی ) مانندی گویند با دو تیغهٔ فولادی پهن متصل به یک کمان Uشکل، که به طور ویژه برای چیدن پشم گوسفندان و کرک بزها در فصل پشم چینی به کار می رود. تفاوت اصلی آن با قیچی های معمولی در این است که فاقد محور ثابت ( میخ پرچ ) در میانه است؛ به همین دلیل هر تیغه مستقل از دیگری و در جهتی که نیرو به آن وارد می شود، حرکت می کند . �لغت فرس اسدی� آورده که جلمان : دوکارد باشد که به وی پشم برند. وسوزنی سمرقندی شاعر قرن ششم هجری از دوکارد چنین یاد کرده::
... [مشاهده متن کامل]
�از برای پشمِ او سوزنی بگرفت دوکارد. �
ساختار:
جزء نخست �دُ� همان صورت کوتاه شده صفت شمارشی � دو �است تکواژ مستقل �کارت� که دگرگون شده �کارد� است .
... [مشاهده متن کامل]
�از برای پشمِ او سوزنی بگرفت دوکارد. �
ساختار:
جزء نخست �دُ� همان صورت کوتاه شده صفت شمارشی � دو �است تکواژ مستقل �کارت� که دگرگون شده �کارد� است .
قیچی بزرگ بدون محور ثابت برای پشم چینی
دو کارد docard , وسیله ای شبیه قیچی ومقراض دارای دو تیغه ی که در انتها به هم متصل هستند تفاوتش با قیچی در بزرگتر بودن آن و همچنین دو کارد بر خلاف قیچی ومقراض فاقد نقطه اتصال و میخ پرچ میانی است وحرکت هر تیغه در همان جهتی است که به آن نیرو وارد می شود
قیچی