شاید لازم باشه نگاهی هم به کردی انداخت،
ده رزی و دورمان یعنی سوزن و دوختن، صرف فعل دورمان هم به این شکله
دووریم، دووری ( ت ) ، دووری، دووریمان، دووریو، دووریان
مثل خیلی از کلمات مشترک بین فارسی و کردی که کم هم نیستند
... [مشاهده متن کامل]
( و کردی شمالی و جنوبی ایران اصالت بیشتری نسبت به فارسی امروزی دارند )
انتهای افعال فارسی معمولا خ دارند مثل انداخت ( در کردی: هاویژت، هاویشت )
که کردی آن به آویخت بیشتر شباهت دارد که این نشان از نزدیکی بسیار ریشه های این دو زبان به هم بدون در نظر گرفتن قدمت و اصالت انها ( به نظر من در طول تاریخ بسیار کلمات به طور وسیعی بین آنها تبادل شده است اما کردی اصالت خود را بیشتر حفظ کرده است �کلمات بیگانه کمتری را به خود اضافه کرده� )
همچنین صرف فعل برای شخص سوم در فارسی به ت ختم می شود جز فعل �کرد� ( این فعل بسیار در کردی دیده می شود ) و �شد� ( بو یا کرا در کردی )
رفت، هست، شست، پخت، انداخت، برداشت
از آنجا که انتهای آنها به خت یا ت ختم می شود با در نظر گرفتن لغت کردی دوخت یعنی دوور باید لغت فارسی آن در انتها به ت یا خت ختم شود
دوورت، دوورخت، دوت، دوخت. و از آنجا که زبان فارسی در طول تاریخ همیشه به خوش آوا بودن بیشتر اهمیت داده ست تا حفظ آوایی کلمه مثلا ( کلمات بسیاری وجود دارند اما در هنگام نوشتن این نظر به یاد ندارم ) کرد و کردستان که در کردی کورد و کوردستان نوشته میشود، کرد را که تلفظ درست آن کورد در کلمه پاراکورد یا و در کلمه دور است را نادیده گرفته و آن طور که در فارسی خوش آوا تر است به شکل کلمه کنونی ( کُرد ) در فارسی می خوانند به همین جهت به اشتباه آن را به گُرد تشبیه می کنند که اصولا این لغت ارتباطی با فارسی ندارد و لغت اصلی آن را با یک صدا دگرگونه کرده و وارد زبان فارسی کرده اند.
به هر حال در اینجا ممکن است کلمه اصلی دوخت در فارسی باستان دورخت بوده باشه که در طول زمان به دوخت تبدیل شده باشد
که در هر حال کردی پشتبانه خوبی برای اثبات فارسی و کردی بودن این کلمه است.
سخن برای گفتن زیاد است مثل کلماتی که در فارسی به وان یا بان ختم می شوند این کلمات از کردی به فارسی منتقل شده اند که یکی از آنها هنوز وارد فارسی نشده است مَریوان یا مریوان است ( نام شهری در استان کردستان ) مر به معنی پرنده و لغت وان منتسب کننده است و در کل به معنای محل پرندگان، آشیانه پرندگان یا جایی که پرندگان با آن سرو کار دارند است که با توجه به پرندگان متنوع زریبار میتوان به معنی آن دست یافت، نگهبان، نیگا وان: کسی که کارش نگاه کردن و پاییدن است، پهلوان، پال وان: پال در کردی به معنی هل دادن است و معنی کلی آن کسی که با هل دادن و زمین زدن سروکار دارد
اردوان که در ترکیه آن را به اردوغان باب میل ترک ها تغییر داده اند: اَرد، ئه رد، ئه رز یا همان عرض در عربی به معنی زمین است کره زمین نه، فقط زمین، یعنی زمین منتسب به اوست یعنی مالک زمین است که مترادف آن در فارسی جهانگیر است، امیدوارم تجربه من برای شما مفید بوده باشه زبان ها زنده اند با همدیگر حرف می زنند و کلمات جدیدی یاد میگیرند ویا می سازند پس نمی توان گفت دقیقا این کلمه و یا آن کلمه برای چه زبانی ست مثل نژاد انسان ها
پاسخ به عبدارضا و بهنام رضایی و دیگر پانترکها :
1 - دوختن واژه ای فارسی می باشد و پس از آمدن ترکها به سرزمین ما این واژه را از ما گرفته اند .
2 - درزی نیز واژه ای فارسی است که به شکل ترزی در استانبولی و به معنای خیاط کاربرد دارد .
... [مشاهده متن کامل]
3 - واژه ترکی معادلی که وجود دارد اورمک می باشد .
4 - دوختن در اشعار فردوسی که در 416 هجری قمری در گذشته آمده است:
چو شد بافته شستن و دوختن
گرفتند از و یکسر آموختن
در حالیکه کهن ترین مرجعی که دوکوماک در آن آمده کتاب محمود بن عمر بن محمد بن عمر خوارزمی که در سال 476 هجری قمری زاده شده می باشد .
دوختن کلمه ای تورکی است که از فعل توخوماق به معنی بافتن گرفته شده است توخو ریشه ان بوده و توخوت یعنی بباف که ت به د تبدیل شده و به صورت دوخوت درامده وبه شکل دوخوتن و دوختن در فارسی بکار می رود در حروف هم ت و د خیلی به هم نزدیک هستند وبعضی لغات در شاخه هایی از تورکی با ت ودر سایر شاخه ها با د هست مثلا در زبان ما داد به معنی طعم هست در استانبولی تات وحتا در داخل هر شاخه تورکی تحت برخی اضافات ت به د تبدیل می شود مثلا
... [مشاهده متن کامل]
گت یعنی برو و گدر یعنی رونده نه گتر
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
اقا الکیی از خودتون ننویسید مجبور شدم رفتم کلی وقت گذاشتم چک کردم دوختن و بافتن در اوستا سیو هستto sew درانگلیسی هم همینه. چرا الکی دوشیدن رو به دوختن ربط میدین. میگم دوخوماک یا دوختن ترکی هست به معنای بافتن. این فعل با همین وضعیت توی اوستا دوشیدن شیر هست نه دوختن لباس
چه سنت نوشتاری 2500 ساله زبان اکدی با خط میخی رو میگی فارسی باستان. اوستا یه چیزه پهلوی یه یچیزه. میگیردی یه چیزی از توی این زبونها و هندی و سانسکریت و اروپایی فقط یک ذره شبیه ببینید بگید اینه این خیلی مسخره هست. مثل اینه که ترکا بخان توی زبانهای التایی رو اورالی بگردن یک چیز شبیه پیدا کنند بگن اینه ببین مال ماست. اصلا شدنی نیست. اگه توی اوستا بود قبول میکردیم. ولی اینجا شما دارین از اسم شیر یعنی دوغ فعل میسازی و فقط یه دو مشترک داره حرف سوم مصدر سازی هم خ هست کامل شد حالا.
... [مشاهده متن کامل]
بعدشم تا دویست سال بلد اولین اثر فارسی اثر پهلوی هست چجوری پیش نیاز فارسی بوده که جدا هم موازی میرفته. قابل قبول نیست
اگه مصدر جعلی باشه میگید ترکیه
اگه ناجعلی باشه بازم میگید ترکیه
خیلی خوبید واقعا
از کجا معلوم ترکی اینو از فارسی نگرفته باشه؟ ( اگه اصلا در ترکی استفاده میشه )
یه زبان شناس معروف ترکیه این آخری ها گفت ۴۰درصد ترکی استانبولی از فارسی وام گرفته شده
... [مشاهده متن کامل]
من که این حرفو تایید نمیکنم ولی اون زبان شناس داره اینو میگه، بعد پانترک ایرونی بیسواد بدون تحصیلات آدموار حداقل در این زمینه میاد اینجا میگه فارسی گویشی از ترکیه
ها ارواح خاک چنگیزخان🤡
فارسی ۲۵۰۰سال سنت نوشتاری داره ترکی ۱۳۰۰سال!
کاش حداقل سابقه نوشتاری توانمندتر داشتید بعد ادعا می کردید جوری که گوش آسمان به درد بیاد!!!!!
از ریشه دوزش ، دوخت و دوز از دوزماک یا دوخوماک ترکی به معنای بافتن گرفته شده است دوخونتی یعنی بافته شده
واژه ( دوغ ) و ( دوغتر/دختر ) ریشه در زبانهایِ اوستایی و سانسکریت دارد؛
( نیاز به یادآوری است که در زبان اوستایی ( دوغ ) هم به چمِ ( شیرِ خوراکی ) و هم به چمِ ( دوختن ) می باشد. )
چنانکه در رویه 472 از نبیگِ ( فرهنگ واژه های اوستا ) آمده است:
واژه ( دوشیدن، دوختن، دُختن ) و دگرریختهای آن در زبانهای دیگر:
پارسی باستان:DUGA
پهلوی:DOSHITAN، DOXTAN، DOSHIDAN
بلوچی:DOSHAGH
پشتو:DAVASHAL
سانسکریت:DUHATI، DOGDHI، DOH
ارمنی:DIEM
گوتیک:DAUG، DADDJAN
... [مشاهده متن کامل]
ایسلندی کهن:DUGA
انگلیسی کهن:DEAG
لهستانی:DOIC
و زبانهای دیگر
پسگشت ( منبع ) :
PKORNY 271
MACKENZIE 123
BUCK 386
نکته:دگرگونی آوایی ( س ) و ( ش ) در زبانهای هندواروپایی رواگمند است.
بمانند دوشیدن / دوسیدن / دوزیدن و دوختن
دوخت، دوز، دوختن
《واژگانی فارسی هستند》
دوختن�: این کلمه در قدیم به معنای جمع آوری کردن بوده وبا کلمات دوک ( جمع کننده نخ ) و توز و تود ( توده کردن ) از یک ریشه می باشد.
دکتر کزازی در مورد واژه ی " دوختن" می نویسد : ( ( دوختن در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است . "دوختن " ، در این زبان ، با بن اکنون " دوش " به معنی دوشیدن نیز کاربرد داشته است . ) )
... [مشاهده متن کامل]
🚫این واژه از زبان فارسی، به ترکی نیز راه یافته. 🚫
دوختن : این کلمه در قدیم به معنای جمع آوری کردن بوده وبا کلمات دوک ( جمع کننده نخ ) و توز و تود ( توده کردن ) از یک ریشه می باشد.
دکتر کزازی در مورد واژه ی " دوختن" می نویسد : ( ( دوختن در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است . "دوختن " ، در این زبان ، با بن اکنون " دوش " به معنی دوشیدن نیز کاربرد داشته است . ) )
... [مشاهده متن کامل]
( ( چو شد بافته ، شستن و دوختن
گرفتند ازو یکسر آموختن. ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 264. )
رتق
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)