دوانه

لغت نامه دهخدا

دوانه. [ دَ ن َ ] ( نف ) نعت فاعلی از دویدن مثل : روانه از رفتن.
- دوانه گردیدن ؛ دوان شدن. دویدن. ( یادداشت مؤلف ) :
از سوزش کون دوانه گردی
زآنگونه که در نیابدت تیر.
سوزنی.

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از دویدن مثل روانه از رفتن.

فرهنگ معین

(دَ نِ ) (ق . ) شتابان ، دوان .

پیشنهاد کاربران

مقاله جامع، فنی و پدیدارشناختی بررسی سبک �دوآنه� ( مزوجات )
در شعر و حکمت معاصر
تحلیل ساختاری، ارزیابی نقش سراینده، تمایز با هایکو و چشم انداز آینده بر پایه منظومه ده قطعه ای استاد صلاح الدین احمد لواسانی
...
[مشاهده متن کامل]

۱. چیستی و تعریف فرمالستی سبک دوآنه ( مزوجات )
سبک �دوآنه� ( برگرفته از ترکیب �دو� �آن� در معنای لحظه، زمانِ حال یا تجلی وجودی ) ، مکتبی نوین در ساختار کلام حکمت آمیز است. در این سبک، شاعر با آگاهی از هندسه زمان و ذهن، دو وضعیت متضاد وجودی را در قالب دو �آنِ� مجزا روبه روی هم قرار داده و با یک مصراع یا واژه گره گشا، به یک تفاهم مشترک ( سنتز ) می رساند.
ارکان چهارگانه هرم دوآنه
۱. آنِ نخست ( حدوث / تز ) : گشایش قطعه با تصویرسازی از یک وضعیت وجودی یا رمزی ( مانند: آمدن در شب بارانی ) .
۲. آنِ دوم ( تقابل / آنتی تز ) : تقابل ناگهانی با وضعیت متضاد قطب مقابل ( مانند: آخر خوب و بد خاطره ها در یک دم ) .
۳. نقطه تفاهم ( سنتز ) : کشف لایه پنهانی که دو متضاد را به یگانگی می رساند ( مانند: درک زمانمندی وجود ) .
۴. تقطیع هندسی و عمودی: چینش پلکانی واژه ها که سرعت خوانش را کنترل کرده و تنفس عمیق میان کلمات ایجاد می کند.
۲. نقد بی طرفانه و ساختاری ( نقاط قوت و چالش ها )
نقاط قوت و ارزش های هنری ( Strengths )
• معماری دقیق معنا: برخلاف شعر کلاسیک که تابع وزن و قافیه است، دوآنه تابع یک معادله دقیق ریاضی و عقلانی است.
• فشرده سازی حکمت در ظرف ایجاز: عباراتی نظیر �تفاهم یعنی کاهش دامنه زاویه ها با لبخند� یا �قاب زرین هوس بر دیوار� نمونه های عالی از مینیاتوریزم در حکمت و زبان هستند.
• رویکرد صلح جویانه به تضادها: دوآنه تضادهای جهان ( مرگ/زندگی، عشق/نفرت ) را خشن یا مخرب نمی بیند، بلکه آنها را دو بالِ مکمل برای فهم کامل حقیقت هستی می داند.
چالش ها و ملاحظات نقد ( Challenges )
• خطر مرز میان شعر و نثر فلسفی: به دلیل غلبه اندیشه و ساختار حکمت آمیز، اگر در قطعاتی تصویر حسی ملموس کم رنگ شود، کلام ممکن است به سمت گزاره های منطقی و فلسفی میل کند.
• وابستگی شدید به چینش دیداری: هندسه عمودی کلمات بر روی کاغذ یا صفحه نمایش، تعیین کننده ریتم تنفس است؛ در صورت خوانش اشتباه یا عدم رعایت تقطیع، وزن درونی اثر صدمه می بیند.
۳. جدول تحلیل شناختی ۱۰ قطعه منظومه �دوآنه�
شماره آنِ اول ( تز ) آنِ دوم ( آنتی تز ) نقطه تفاهم ( سنتز )
۱ زندگی: آمدن در شب بارانی مرگ: پایان خاطرات در یک دم زمانمندی فشرده وجود و آگاهی
۲ عشق: تلاقی کوتاه نگاه نفرت: حاصل درک غلط از من و ما شهود حسی در برابر خطای تحلیل ذهنی
۳ اختلاف: زاویه فرق نگاه من و تو تفاهم: کاهش دامنه زاویه ها �لبخند� به عنوان فرمول تعدیل هندسی
۴ سادگی: باور زیبایی شبنم بر گل تجمل: قاب زرین هوس بر دیوار شهود حقیقت در برابر اسارت در ظاهر
۵ قصه: اثر خاطره ها بر کاغذ غصه: صفحه خط خطی قصه مرز ظریف نظم معنوی و اغتشاش روان
۶ گریه: عطش چشم به مهمانی اشک خنده: اثر روشن شادی بر لب دو تجلی متضاد از برون افکنی احساس درون
۷ حرکت: کاستن از فاصله ها سکون: تمنای رسیدن به هدف سکون نه به عنوان رکود، بلکه به عنوان غایت حرکت
۸ روز: کهکشان بی رنگ رنگ ها شب: موج بسیط سایه ها و رازها کثرتِ آشکار در برابر وحدتِ پنهان
۹ یأس: عطش خواستن و رفتن ها امید: شکوفا شدن یک گل یاس بازی پدیدارشناختی و زبانی روی واژه �یاس�
۱۰ تازگی: شکوفایی هستی در بهار کهنگی: مرور کینه های پشت سر رهایی از بار گذشته برای نو شدن در لحظه حال
۴. ارزیابی نقش سراینده در پدیداری سبک و میزان تسلط بر ادبیات فارسی
الف ) نقش بنیان گذارانه سراینده
پدیدآیی یک سبک ادبی هرگز یک اتفاق تصادفی نیست؛ بلکه حاصل ضرورت اندیشه و نیاز سراینده به ظرفی جدید برای گنجاندن مظروف های عمیق ذهنی است. سراینده در خلق سبک دوآنه، تنها یک فرم بصری یا تقطیع جدید ارائه نداده، بلکه یک �دستگاه تفکر هندسی� بنا نهاده است. او توانسته مفاهیم سنگین فلسفی ( مانند سنتز تز و آنتی تز، یا پدیدارشناسی زمان ) را که معمولاً نیازمند دفترهای ضخیم حکمت هستند، در فشرده ترین، شفاف ترین و زلال ترین ظرف کلامی احضار کند.
ب ) میزان تسلط بر ادبیات و حکمت فارسی
• درک عمیق از جناس و پدیدارشناسی واژگان: در قطعه �قصه و غصه�، تفاوت این دو واژه تنها در یک نقطه ( ق/غ ) است. سراینده از این تغییر اندک خطی، یک جهان تفاوت معنایی می سازد: �قصه� به عنوان اثر منظم خاطره بر کاغذ، و �غصه� به عنوان صفحه خط خطی شده همان قصه. همچنین در قطعه �یأس و امید�، استفاده هوشمندانه از دو لایه معنایی کلمه �یاس� ( ناامیدی در برابر گل یاس ) نشان دهنده درک شهودی و تسلط کامل بر انباشت معنوی واژگان فارسی است.
• هضم حکمت کهن و بازآفرینی در هندسه مدرن: سراینده سنّت دیرینه �مناظره� و �جدال احسن� در ادبیات فارسی را هضم کرده، اما به جای طولانی گویی های سنتی، آن را به کپسول های حکمت مدرن تبدیل کرده است.
• ایجازِ صیقل خورده و انضباط واژگانی: یکی از سخت ترین مهارت ها در ادبیات فارسی، حذف زواید است. در سبک دوآنه، هیچ کلمه اضافه، حرف حشو یا تعبیر تزیینی بی پایه ای وجود ندارد؛ کلمات مانند سنگ های قیمتی تراش خورده اند.
۵. تحلیلی بر مقایسه سبک دوآنه با هایکو ( تمایز و فاصله کهکشانی )
مقایسه سبک �دوآنه� با �هایکو� صرفاً یک قیاس ظاهری و سطحی ( به دلیل کوتاهی فرم ) است؛ اما از نظر ماهیت، فلسفه وجودی و جهان بینی، فاصله این دو سبک حقیقتاً به اندازه فواصل کهکشانی دور و متفاوت است:
• رویکرد تصویری ( هایکو ) در برابر رویکرد دیالکتیک ( دوآنه ) : هایکو حاصل نگاه Zen به جهان است؛ یک عکسِ فوری از طبیعت بدون تحلیل عقلانی، داوری و استدلال. اما دوآنه یک تصویر ساده نیست، بلکه یک معادله دقیق حکمی و فلسفی است که در آن عقلانیت فعال برای ایجاد تفاهم میان دو قطب متضاد عمل می کند.
• فرم حسّی در برابر ساختار سه مرحله ای: هایکو از ۱۷ هجا تشکیل شده و ساختاری بر پایه احساس و فصل واژه دارد. در حالی که دوآنه دارای ساختار سه مرحله ایِ کاملاً عقلانی و پدیدارشناختی است ( آنِ اول، آنِ دوم، نقطه تفاهم ) .
• غایت و هدف کلام: غایت هایکو رسیدن به سکوت و حیرت لحظه ای است، اما غایت دوآنه رسیدن به تفاهم، آگاهی و آشتی میان تضادهای وجودی انسان است.
۶. چشم انداز و آینده پژوهی سبک دوآنه
• پاسخ به نیاز مخاطب عصر شتاب ( Micro - Content ) : ساختار مینیاتوری و ایجاز فاخر دوآنه دقیقاً پاسخگوی ذهن انسان معاصر در عصر رسانه است و قابلیت تبدیل شدن به هایکو یا سونتِ حکمت آمیز در فرهنگ مدرن را دارد.
• پتانسیل بی نظیر برای اجراهای صوتی ( Spoken Word ) : به دلیل وجود دو قطب متضاد و یک نقطه پیوند، دوآنه بالاترین سازگاری را با دکلمه، تلفیق با موسیقی ارکسترال و اجراهای چندرسانه ای دارد.
• ترجمه پذیری فوق العاده و جهانی شدن: برخلاف شعرهایی که وابسته به صنایع لفظی بومی هستند، دوآنه بر مفاهیم کلی و عمیق بشری استوار است و در ترجمه به زبان های بین المللی دچار ریزش معنا نمی شود.
۷. جمع بندی نهایی
سبک �دوآنه� ( مزوجات ) یک معماری عقلانی و حکمی در ظرف ایجاز است. الگویی اصیل، پیشرو و صاحب سبک برای توسعه ظرفیت های زبان فارسی در عصر شتاب و رسانه به شمار می رود که تضادهای بنیادین هستی را به توازن و تفاهم می رساند.

با دو رفتن
بحالت دویدن حرکت کردن
چونک جفتی را بر خود آورم
آید آن را جفتش دوانه لاجرم
✏ �مولانا�
مثنوی
به معنی دو گانه - دو پرده - دو گاهه - - دوآنک - زوج ، زوج - مزوجات - دو تایی ،
دو آنه به شیوه جدید سرودن اشعار کوتاه دو بخشی که هربخش شامل یک مفهوم متضاد یا بخش دیگر است اطلاق می گردد .
این اشعاردارای وزن و ضرب آهنگ بوده و هربخش از سه سطر نامتقارن از نظر وزن تشکیل می گردد.
...
[مشاهده متن کامل]

این شیوه سرایش ابداع صلاح الدین احمد لواسانی می باشد.
نقدی بردو آنه :
و اما قالب دوم که مسمی به مزوجات گردیده و در نگاه اول یک شعر نو کوتاه را در ذهن متبادر می کند و یا یادآور قالب های هایکوی ایرانی که در میان اهالی ادب به آنک مشهور شده، اما با نگاهی دقیقتر تفاوت های فاحش میان مزوجات با هایکو یا سایر اسلوب های شعر نو عیان هویداست. می دانیم هایکو هفده سیلاب در زبان ژاپنی است و فاقد هرگونه صناعات ادبی و بر استفاده از عناصر موجود در طبیعت تاکید فراوان دارد اما بالاترین دلیل برای تفاوت مزوجات با هایکو و یا هر سبک ادبی دیگر، ویژگی های خود مزوجات است که با برشمردن آنها در میابیم با هیچ کدام از قالب هایی که می شناسیم همانند نمی باشد. مزوجات با کوتاهترین و موجزترین و اثرگذارترین کلمات و تشبیهات، دو مفهوم متضاد را در آن واحد کنار هم قرار داده و توضیح می دهد به نحوی که به حدی شگفت آور دو مفهوم متضاد که قالبا در یک ظرف نمی گنجند نه تنها گنجیده اند بلکه با ظرافت موجب تقارن و تعادل در سروده گشته اند. شاید بعضی بگویند این همان خاصیت پارادوکس است اما چنین نیست زیرا پاردوکس در هر قالبی که بیان شود در آخر مخاطب بلاتکلیف می ماند و به چیزی می رسد که ای بسا در جهان خارج وجود نداشته باشد و فقط مفهومی انتزاعی را در ذهن منبعث نماید اما در مزوجات دو مفهوم واقعی و متضاد، یکدیگر را تکمیل کرده و انتظاری نمی ماند و مخاطب دست خالی و بلاتکلیف باز نمی گردد بلکه در "دو آن" بسیار کوتاه و برق آسا به نهایت می رسد و در یک لمحه تشبیهاتی به ذهن القاء می کند که شاید ذهن رویایی را ساعت ها به ساخت همان یک دم بکار گمارد. بر اساس همین خواص جسارت نموده و به جناب لواسانی عرض کردم برای این قالب نیز بجای مزوجات از واژه ای ایرانی همانند: دو آنه یا دوآنک یا دو پرده یا. . . انتخاب فرمایند و صد البته حرف آخر بر عهده ی صاحب ابداع می باشد. در هر صورت نظر نگارنده بر این بود تا با دلایل آشکار بیان شود قالب های ابداعی و کاملا جدید و نو هستند و خواص و ابعاد منحصر به خود دارند و نزدیکی آنها به سایر اسلوب آنقدر دور است و شباهتها چنان اندک که اگر در نظر گرفته نشود بهتر و منطقی تر است. در آخر اجازه می خواهم این نکته را جسارتا به جناب لواسانی متذکر شوم که گرچه مکرر سرودن برای شیوه های ابداعی موجب جا افتادن اسلوب و شناخت بیشتر ارباب معنی می شود اما به این نکته ی مهم هم توجه فرمایند که مبادا کیفیت را فدای کمیت فرمایند و مخصوصا هرچه در این اول راه با وسواس و دقت بیشتری به سرایش بپردازند مطمئنا اثرگذار تر و پایدارتر خواهد بود. خواهان آرزوی موفقیت پیش از پیش برای دوست گرامی جناب آقای اصلاح الدین احمد لواسانی و هر آن کسی که در این وادی سنگی از سر راه برمیدارد می باشم و سلامت و سعادت همه دوستان را ازپروردگار یگانه مسئلت دارم.
ذیلا" میتوانید نمونه هایی از این شیوه سرایش را ملاحضه نمایید.
دو آنه یا مزوجات
1 –
زندگی قصه
یک آمدن است
درشب بارانی
مرگ اما ، یعنی
آخر خوب و بد خاطره ها
در یک دم
*******************
2 –
عشق یک
حادثه کوتاه است
ازتلاقی نگاه
نفرت اما شاید
حاصل درک غلط
از من و ماست
******************
3 –
زاویه
فرق نگاه من تو
موقع فهمیدن
و تفاهم یعنی
کاهش دامنه زاویه ها
با لبخند
*********************
4 –
سادگی
باور زیبایی شبنم
برگل
و تجمل یعنی
قاب زرین هوس
بر دیوار
*****************
5
قِصه یعنی
اثر خاطره ها،
بر کاغذ
غصه شاید
صفحه خط خطی
قصه ما
*****************
6 –
گریه یعنی
عطش چشم به
مهمانی اشگ
خنده اما
اثر روشن شادی
بر لب
*****************
7 –
حرکت
حس خوش کاستن از
فاصله هاست
و سکون
مرگ تمنای رسیدن
به هدف
********************