دلارا

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

( دل آرا ) دل آرا. [ دِ ] ( نف مرکب ) دلارا.دل آرای. دل آراینده. آراینده دل. شادکننده دل. آنچه یا آنکه باعث شادی و نشاط و سرور شود :
نشستند بر زین پرستندگان
دل آرا و هرگونه ای بندگان.
فردوسی.
کوس را بین خم ایوان سلیمان که در او
لحن داود به آهنگ دل آرا شنوند.
خاقانی.
چون روی تو در دهر دل آرایی نیست
خوشتر زسر کوی تو مأوایی نیست.
حسن متکلم.
|| نگار. شاهد. معشوق. معشوقه. محبوب. ( ناظم الاطباء ) :
نظر به خط دلاویز آن دل آرا کن
شکسته قلم صنع را تماشا کن.
صائب ( از آنندراج ).
چون نیست وصال آن دل آرا ممکن
آن به که ز راه او روان برخیزم.
حسن متکلم.
رجوع به دل آرای شود.

فرهنگ فارسی

دل آرا، دل آراینده، مایه نشاطوخرمی دل

فرهنگ معین

(ی ) (دِ ) (ص فا. ) = دل آرا: ۱ - کسی یا چیزی که سبب سرور و نشاط گردد. ۲ - معشوق ، زیبا، محبوب .

فرهنگ عمید

۱. چیزی یا کسی که مایۀ نشاط و خرمی دل باشد، دل آراینده.
۲. محبوب و معشوق، دلبر زیبا.

دانشنامه عمومی

دلارا ( انگلیسی: Dallara ) شرکت خودروسازی ایتالیایی است، که در سال ۱۹۷۲ توسط جیان پائولو دلارا تأسیس شد.
عکس دلارا
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

واژه ی دل به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت، در اصل و ریشه یعنی قبل از اینکه به نام تبدیل شود و روی یکی از اعضا یا ارگان های طبیعی بدن یا تن نهاده شود، در پشت پرده ی ظاهر لفظی، لغوی یا کلمه ای خود به روش بازی کابالا حامل رمز عددی یا کُد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده است. حروف د ل ( با تلفظ دال لام ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱۰ و ۲۷ میباشند با جمع عددی مساوی با ۳۷ با تلفظ ۳ و ۷ مساوی با ۱۰ و جمع رقمی برابر با ۱۰.
...
[مشاهده متن کامل]

دل آرا شاید در اصل به معنای آرایش ۱۰ ها بوده باشد و آنهم نه ردیف اعداد یک رقمی ( سیستم دهگان هندوان ) پشت سرهم از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) بلکه سری، ردیف یا سلسله ی نفوس مجرد یا من های دهگانه ی افراد انسانی؛ مشتمل بر پنج من مردانه و پنج من زنانه در طول هم و پشت سر همدیگر با کالبد های اتمی - ملکولی در ظهورات یا پیدایشات متوالی و دایره وار خود در ۷ عالم یا دنیا زیر سقف ۷ آسمان و روی ۷ کره ی زمین و نه در ۱۰ عالم یا دنیا زیر سقف ۱۰ آسمان و روی ۱۰ کره ی زمین.
واژه ی دست هم احتمالا به همان روش حامل همان کد بوده . حرف د ( دال ) معادل عدد ۱۰ و پسوند ست مخفف است و چون انگشتان دست انسان ( منجمله پاها ) هر کدام پنج تا و روی هم ده تا اند، خردمندان گمنام ایرانی ( شاید هم خردمندان گمنام هندو ) در اعصار دور دست تاریخ فراباستان بر این بینش و باور حقیقی بوده اند که به تعداد انگشتان دست ها یا پاها، هر فرد انسانی چه نوزاد، چه کودک ( دختر بچه یا پسر بچه ) ، چه نوجوان و جوان و چه زن و چه مرد هر کدام دارای ۱۰ بُعد انسانی میباشند؛ مشتمل بر پنج بُعد مردانه و پنج بعد زنانه و جملگی خودی و نه بیگانه از هم و به احتمال قریب به یقین همگی هم قد و چهل ساله.
ما ایرانیان امروز عادت داریم که افراد انسانی را چه مرد و چه زن بصورت مفرد و جمع، آدم و آدم ها و یا آدمیان بیان کنیم ( و گاهگداری هم در باب طنز و شوخی و یا در باب طعنه و تمسخر به شکل؛ این آدمک و آن آدمک ها ) و بیشترمان بر این باورند که ریشه ی این واژه بسوی گذشته ها به زبان عِبری و عربی میرسد و در آنجا بسوی آینده از قصه ی افسانه ای بابا آدم و ننه حوای حضرات موسا یا ایسا و محمّد ملقب به ابو البشر، آبیاری میشود. غافل از اینکه این واژه در زبان و فرهنگ قوم فارسی زبان سومر، به معنای دَم آسمانی بوده که در کلیه ی جهات مکانی بسوی بیکرانی و در طول زمان بسوی آینده ی بی پایان، گرمای زندگی بخش آن هرگز به سردی نمی گراید و شعله های آتش آن هرگز خاموش نمی شوند.
اگر دوست داشتید، میتوانید مثل خود من، این واژه ی فارسی فراباستانی را بسوی آینده و تا پایان انقراض کامل انسان در منظومه ی خورشیدی یا شمسی بصورت :
آ ۱۰ م، بنویسید و بیان کنید و به معنای زیر : من ده تائی آفریده شده ام.
شاید یک هنرمند ماهر از قماش کاوه ی آه نِگَر و پیامبر نقاش یا مانی، در میدان مبازره و رقابت سالم و مسالمت آمیز با نقش و نگار روی پرچم فعلی یعنی الله روی نوار سفید بصورت داس و چکش سرخ رنگ و پرچم سابق یعنی شیرِ شمشیر بدست و خورشید روی پشتش، بتواند آن بینش و باور حقیقی فراباستانی را روی نوار سفید ترسیم و دوباره زنده نماید بصورت زیر :
روی نوار سفید و وسط آن، عدد 10 را در کانون یک دایره ی نامرئی و تعداد ده ستاره ی ده پرتوئی روی محیط دایره و روی حاشیه ی پائینی نوار سبز و روی حاشیه ی بالائی نوار قرمز هرکدام ۲۰ تا ۵ ( سمبل یا نشان دل ) در کنار هم و یک در میان بطور معکوس رسم نماید.
برای عبور از دو سد و مانع عظیم بر سر راه رشد و نمو، پیشرفت، اعتلا، تعالی و ارتقاء قوای ادراکی فهم و عقل انسان؛ یکی باخدائی دین و مذهب از یکطرف و دیگری بیخدائی آتئیسم و کمونیزم از طرف دیگر، باور و ایمان و امید حقیقی به خدای حقیقی و واقعی، یعنی این طبیعت یا این دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست ( هم بخش ناچیز فیزیکی و هم بخش وسیع متافیزیکی آن ) به روش علمی یعنی انتخاب راه میانی، موثر تر و کارآمد ترست از هر راه و روش دیگری.

برابرنام ها
∆ دلبر، ناب، رخشان، نازبانو، روشنا، آلاله، نازان، دلنواز
اسم خانم منم دل ارا ست کسی که مثل اسمَ زیبایش می درخشد کسی که باعث شادی وخوشحالی من شده دلارا یعنی ارامش یعنی اینده یعنی دل نواز و هرچی زییایست در او میبینم
اسم نوه بنده هم دل آرا است، به معنی شاد کننده دل یا: آنچه و آنکه باعث شادی و سرور و شادی شود. واین معنی بسیار زیباست. انشاءالله همه دل آراها، شاد و موجب شادی و آرامش شوند.
اسم دختر من دلاراهست آرامش دلهامن به عنوان پدر اسم خوب انتخاب کردم خدا شکر خیلی دوست داشتنی هست
اسم منم دل آراست
به افتخار همه اونهایی که اسمشون دل آراست
دل آرا یعنی آرامش
اسم دختر منم دل آراست، ، به معنای واقعی ، دوست داشتنی و مهربان و زیبا
اسم من دلارا ست خیلی اسمو دوست دارم
الان ۱۷ سالمه
دلارا یعنی آینده
یا مو زا کارا
معشوق
دل نواز
زیبا
دل آرا : /del ārā/ دل آرا به معنای: موجب آرامش و شادی دیگران؛ محبوب، معشوق، نام همسر دارا ( داریوش سوم ) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی
ریشه مربوط به: فارسی
دل آرا اسم دخترانه است، معنی دل آرا: 1 - موجب آرامش و شادی دیگران؛ 2 - ( در قدیم ) محبوب، معشوق؛ 3 - ( اَعلام ) نام همسر دارا ( داریوش سوم ) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی.
اسم دخترمنم دل آرا است که الان ۸ماهه شه دل آرا یعنی آرامش دل یعنی عشق یعنی زندگی
اسم دختر منم دل آرا س به معنای واقعی کلمه عشق است تمام وجود من
دلارا /delārā/
فرهنگ فارسی عمید
( صفت فاعلی ) ‹دل آرا، دل آرای› [مجاز] ۱. چیزی یا کسی که مایۀ نشاط و خرمی دل باشد؛ دل آراینده.
۲. محبوب و معشوق؛ دلبر زیبا.
دل آرا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
...
[مشاهده متن کامل]

معنی: موجب آرامش و شادی دیگران، محبوب، معشوق، از شخصیتهای شاهنامه، نام مادر روشنک همسر داراب ‏در زمان اسکندر مقدونی .

دلارام : /delārām/ دلارام اسم دخترانه فارسی ( به مجاز ) موجب آرامش خاطر، محبوب، معشوق، با آسودگی خاطر .

دل آرا : /del ārā/ دل آرا 1 - موجب آرامش و شادی دیگران؛ 2 - ( در قدیم ) محبوب، معشوق؛ 3 - ( اَعلام ) نام همسر دارا ( داریوش سوم ) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)