دستکوله

پیشنهاد کاربران

۱. معنی در کلیدر
در کلیدر، دستکوله نام ابزاری برای چیدن یا درو کردن علف است.
این ابزار در کارهای کشاورزی، علوفه چینی و جمع آوری گیاهان به کار می رفته و از ابزارهای سنتی روستاییان خراسان به شمار می آید.
...
[مشاهده متن کامل]

۲. معنی در فارسی معیار
معادل های نزدیک:
ابزار علف چینی ⭐
ابزار درو
داس کوچک ( اگر شکل ابزار چنین باشد )
علف چین
چون �دستکوله� نام محلی یک ابزار است، بهتر است آن را فقط به �داس� محدود نکنیم؛ مگر اینکه بافت متن یا تصویر ابزار این را تأیید کند.
۳. کاربرد
برای بریدن علف و علوفه.
در کشاورزی و دامداری سنتی.
به ویژه هنگام تهیهٔ خوراک دام.
۴. ریشه شناسی ( Etymology )
واژهٔ دستکوله احتمالاً از دو جزء ساخته شده است:
دست = دستی، با دست
کوله = جزء دوم آن منشأ کاملاً روشنی ندارد، اما احتمالاً به شکل یا شیوهٔ استفاده از ابزار مربوط است.
ریشهٔ دقیق این واژه در منابع زبان شناسی ثبت نشده و از اصطلاحات بومی خراسان به شمار می رود.
۵. تحول تاریخی
با جایگزین شدن ابزارهای مکانیکی، نام هایی مانند �دستکوله� نیز از زبان روزمره کنار رفته اند و امروز بیشتر در آثار ادبی و فرهنگ های محلی دیده می شوند.
۶. نکات فرهنگی
وجود واژه هایی مانند بایتی، دستکوله و دیگر ابزارهای کشاورزی در کلیدر نشان می دهد که روستاییان برای هر ابزار، بسته به شکل و کاربردش، نام مستقلی داشتند. این دقت واژگانی بخشی از فرهنگ کشاورزی خراسان است و دولت آبادی آن را با وفاداری در رمان حفظ کرده است.
۷. مثال
زن ها با دستکوله به دشت رفتند تا علف بچینند.
پیرمرد دستکوله را برداشت و مشغول درو کردن علوفه شد.
۸. نزدیک ترین معادل های انگلیسی
بسته به شکل دقیق ابزار:
grass - cutting tool ⭐ ( دقیق ترین و بی طرف )
hand sickle ( اگر شبیه داس دستی باشد )
grass hook ( اگر ابزار مخصوص علف چینی باشد )
hand reaping tool
۹. واژه های مرتبط
بایتی
داس
علف چین
درو
علوفه
خرمن