دست کسی را بستن، کفتر بند کردن، پر و بال پرنده را کندن
دست کسی را بستن
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
بسته شدن دست کسی : مقید و غیر آزاد بودن. مجال اقدام کردن نداشتن ،
( ( و حالا با این وزرای یاغی دستش بسته شده بود و هیچ کس نتوانسته بود او را بگیرد . ) ) ( صادق چوبک ، تنگسیر )
( ( و حالا با این وزرای یاغی دستش بسته شده بود و هیچ کس نتوانسته بود او را بگیرد . ) ) ( صادق چوبک ، تنگسیر )