دست از پای نشناختن

پیشنهاد کاربران

پای از دست ( دست از پای ) نشناختن ؛ تشخیص وتمیز ندادن این از آن. ( یادداشت مؤلف ) :
سپاه اندرآمد ز جای کمین
سیه شد بر آن نامداران زمین
که کس بازنشناخت از پای دست
تو گفتی زمین دست ایشان ببست.
فردوسی.