دریغ کردن


معنی انگلیسی:
to withhold, to spare

لغت نامه دهخدا

دریغ کردن. [ دِ / دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دریغ داشتن. مضایقه کردن. ندادن چیزی یا از چیزی به کسی. کوتاهی کردن. خویشتن داری کردن. امتناع و مخالفت کردن. منع کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). انکار کردن و رد کردن و امتناع نمودن و بازداشتن و ترک کردن و دور کردن. || زاریدن و ناله کردن و افسوس کردن. || رحم کردن. || حسرت داشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دریغ داشتن . مضایقه کردن

پیشنهاد کاربران

دروغ ؛ دو رو ، دارای دو رخ
در ابتدای توضیح مطلب، لازم به ذکر می باشد که دو کلمه ی دروغ و دریغ دارای دو بار معنایی متفاوت و دو مسیر متفاوت در ایجاد ساختمان برای این دو کلمه می باشد.
کلیدواژه ی دروغ از طریق قانون کاسپت ها یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه می باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

افزونه ی تکاملی حرف غ در انتهای ساختمان کلمه ی دروغ که از طریق قانون قلب ها قابل تبدیل به حرف خ نیز می باشد و دارای ذات آوایی مستمر در مدل صدور آوای دو حرف خ غ می باشد جهت ایجاد یک اسم برای یک عمل که دارای تکرار می باشد افزوده شده است.
مدل صدورِ آوایِ دارای استمرارِ حرف غ از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان به گونه ای است که بینابین دو حرف ق ک که به صورت تک ضربی می باشند صادر می شود بر همین مبنا حرف صامت غ که دارای یک صوت مستمر در صدر آوا می باشد اشاره به یک عمل دارای استمرار و دارای تکرار در مفهوم این کلمه دارد.
دریغ ؛
اگر حرف ( د ) را به عنوان باب ورود به کلمه در نظر بگیریم و دو حرف ( ر غ ) را به عنوان مصدر در ساختمان این کلمه در نظر داشته باشیم باید ببینیم این مصدر در چه کلماتی و در چه موقعیت های کاربردی دارای استفاده می باشد.
حرف غ در مصدر این کلمه که از طریق قانون قلب ها قابل تبدیل به حرف خ می باشد و به لحاظ مدل صدور آوا دارای استمرار در صوت می باشد و بینابین دو حرف تک ضربی ( ق ک ) از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان دارای صدور صوت می باشد با اتحاد و مزدوج شدن با حرف صامت ر به همراه مصوت ( ی ) کلمه ی ریخ و ریختن و رخت بربستن و ریخته شدن به معنای کم شدن قابل مشاهده می شود.
یعنی معنا و مفهوم نهفته در صندوقچه ی اسرارآمیز کلمه ی دریغ با ترجمه ی موازی آن ( افسوس و اُفت کردن و افتاده شدن ) به معنی ریخته شدن و رخت بربستن دارای معنا و مفهوم می باشد.
حالا اگر این تعریف و این معنا و مفهوم نهفته در کلمه ی دریغ را در کلام بزرگان عرصه ادب و عرفان و فرهنگ فارسی خودمان جستجو کنیم در این غزل حضرت حافظ می توانیم این تعریف را درک کنیم ؛
برو به هر چه تو داری بخور، دریغ محور
که بی دریغ زند روزگار تیغ هلاک
در این سخن اندرزگونه و عارفانه حضرت حافظ به ما می گوید هرآنچه که تا هم اکنون از نعمت های الهی از حاصل عمر رفته، نصیبمان شده است بهره ببر و از فرصت باقی مانده استفاده کن و افسوس عمر رفته را نخور و غم این را نخور که فلانی و فلانی چه دارند و من ندارم بلکه از هرآنچه که در اختیار می باشد استفاده کن و لذت ببر زیرا که روزگار با تیغ سرنوشت از باقی مانده عمرمان بدون توقف در حال تیغ زدن و کم نمودن عمرمان و گرفتن فرصت می باشد.

مضایقه
بی بهره گذاشتن ، محروم کردن
to spare