دروغین

/doruqin/

مترادف دروغین: جعلی، ساختگی، کاذب، مجعول

متضاد دروغین: راستین

معنی انگلیسی:
factitious, false, fictitious, make-believe, phantom, pretended, pseudo, bogus, bum, dummy, mock, pseudo-, quack, spurious, untrue, untruthful, trumped-up

لغت نامه دهخدا

دروغین. [ دُ ] ( ص نسبی ) دروغی. کاذب. کاذبة. به دروغ : اشتهای دروغین ؛ اشتهای کاذب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) :
از ادب نبود به پیش شه مقال
خاصه خود لاف دروغین و محال.
مولوی.
صبح کاذب ؛ و او را صبح دروغین گویند. ( التفهیم ). و رجوع به دروغی شود.

فرهنگ فارسی

کاذب کاذبه به دروغ اشتهای دروغین

پیشنهاد کاربران

دروغ ؛ دو رو ، دارای دو رخ
کلیدواژه ی دروغ از طریق قانون کاسپت ها یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه می باشد.
افزونه ی تکاملی حرف غ در انتهای ساختمان کلمه ی دروغ که از طریق قانون قلب ها قابل تبدیل به حرف خ نیز می باشد و دارای ذات آوایی مستمر در مدل صدور آوای دو حرف خ غ می باشد جهت ایجاد یک اسم برای یک عمل که دارای تکرار می باشد افزوده شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

مدل صدور آوای دارای استمرار حرف غ از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان به گونه ای است که بینابین دو حرف ق ک که به صورت تک ضربی می باشند صادر می شود و اشاره به یک عمل دارای استمرار و دارای تکرار در مفهوم این کلمه دارد.

علاقه ی دروغین
فِیک
پوشالی
ناراست
غیرواقعی
کاذب
بی حقیقت
ساختگی / جعلی
بی مایه . . . . . .
Sham
trumped up
دروغین
ساختگی
جعلی
بی معنی بودن
الکی