در مقابله ؛ در برابر. در مقابل : آن ملاعین گرم درآمدند و نیک نیرو کردند خاصه در مقابله امیر. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 117 ) . زن گفت ای ظالم. . . بنگر تا فضل ایزد. . . بینی در مقابله جور و تهور خویش. ( کلیله و دمنه ) . از خصایص ذکر آن است که ما را در مقابله ذکر خویش نهاده است ، گفت : فاذکرونی اذکرکم . ( ترجمه رساله قشیریه چ فروزانفر ص 351 ) . و در مقابله این نعمتها برخویشتن واجب گردانیدیم که با رعایا عدل و نیکویی فرماییم. ( فارسنامه ابن البلخی ص 132 ) . سلطان در مقابله آن ، اضعاف آن تقدیم فرمود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1تهران ص 320 ) . مضرت بسیار در مقابله منفعتی اندک نهد. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 77 ) .
... [مشاهده متن کامل]
کند هرآینه غیبت حسود کوته دست
که در مقابله گنگش بود زبان مقال.
( گلستان ) .
... [مشاهده متن کامل]
کند هرآینه غیبت حسود کوته دست
که در مقابله گنگش بود زبان مقال.
( گلستان ) .