در شاندن

لغت نامه دهخدا

در شاندن. [ دُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف دُر فشاندن. دُر افشاندن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به شاندن شود.

پیشنهاد کاربران

هیچ پژمرده نیستم کایزد هرزمان تازه تازه درشانی است
( مسعود سعد سلمان )

بپرس