یعنی پیله کردن به کسی
در دامن کسی یا چیزی آویختن ؛ بدو متوسل شدن. دست در دامن او زدن. چنگ در دامن او زدن. رو بدو آوردن. باو امید کردن :
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی در دامنت آویزد.
سعدی.
باغ فردوس میارای که ما رندان را
سر آن نیست که در دامن جان آویزیم.
سعدی.
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی در دامنت آویزد.
سعدی.
باغ فردوس میارای که ما رندان را
سر آن نیست که در دامن جان آویزیم.
سعدی.