در اختیار گذاشتن


معنی انگلیسی:
purvey, repose

پیشنهاد کاربران

فراهم آوردن
مستفید کردن ، بهره مند کردن، برخوردار کردن
vest somebody with something
vest something in somebody
در دسترس گذاشتن

بپرس