دالان دار


معنی انگلیسی:
custodian of a caravanserai

لغت نامه دهخدا

دالاندار. ( نف مرکب ) خداوند و مالک و دارنده دالان. حافظ دالان ، و دالان بازار تنگ است که بردوسو دکان دارد. نگهبان سرا یا تیمچه یا بازار تنگ سرپوشیده ، مناسبت آنکه مقیم دالان کاروانسرا و تیمچه و بازار است و خروج اشخاص و اجناس را مراقبت دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) محافظ کاروانسرا سرایدار کاروانسرا .

فرهنگ معین

(ص فا. ) محافظ کاروانسرا.

فرهنگ عمید

نگهبان کاروان سرا که در دالان کاروان سرا می نشیند و مراقب ورود و خروج مردم و اجناس است، سرایدار.

پیشنهاد کاربران

🔴 دالان
دالان از دل یا دلمک یا دلیک تورکی گرفته شده
یعنی سوراخ یا سوراخ کردن
وقتی یه جایی رو دلمک میکنیم
مثلا دیوار رو
یه سوراخ باریک درست میشه
حالا نسبت به طول و عرض و عمق
سوراخ میتونه اندازش متفاوت باشه
...
[مشاهده متن کامل]

در مورد دالان هم همینطوره
شبیه یه سوراخیست که درست شده
و تهش بازه❤