دائی. ( اِ ) برادرِ مادر. خال. خالو. مِربِرار. آبو. آبی : برِدائی نیک پی شو یکی همی باش نزدیک او اندکی ترا گر ببیند بدینگونه خال ز روی تو گیرد همه روزه فال.
شمسی ( یوسف و زلیخا ).
- دائی تنی ؛ برادر مادر که با وی ازیک پدر و یک مادر باشد. مقابل دائی ناتنی. || نیای پدری ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) برادر مادر خال خالو
واژه نامه بختیاریکا
هالو
پیشنهاد کاربران
دایی ؛ ارتباط کلمات در خصوص مسیله ی خویشاوندی عبارتند از ؛ دا ، دایه ، دایی خاله ، خالو عمه ، عمو دَدَ ، دادا بابا ، بی بی امام ، مامان فلسفه ی خواهر بر مبنای دارای خواهان و فلسفه برادر بر مبنای ایجاد برتری دارای معنا و مفهوم می باشد. ... [مشاهده متن کامل]
در زبان انگلیسی کلمه ی سیستر با ریخت زیستر بر مبنای ادامه دهنده زیست دارای معنا و مفهوم می باشد. و. . .