خپاره

لغت نامه دهخدا

خپاره. [ خ َ رَ/ رِ ] ( ص ) چست. چالاک. تیزرو. تیزدست. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 379 ). جلد. تند. سریع در امور.

پیشنهاد کاربران

خباره. [ خ َ رَ / رِ ] ( ص ) چست و چالاک و جلد و هوشیار در کارها. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج )