خوش یمن
/xoSyomn/
مترادف خوش یمن: باشگون، شگون دار، نیک پی، خوش قدم، مبارک، میمون، همایون
متضاد خوش یمن: بدشگون، بدیمن
برابر پارسی: فرخنده
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
مترادف ها
مناسب، مساعد، خیر خواه، خوش یمن
خوشحال، خجسته، بختیار، خوشبخت، خوش قدم، خوش شانس، سفیدبخت، بانوا، خوش اقبال، خوش یمن
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
روز دوم در فرهنگ ژاپنی و با توجه به دوره شش روزه باستانی قمری که �توموبیکی� نام دارد، به طور خرافی به معنی �همراه بردن دوستان با خود� ( tomo = دوستان؛ hiku = کشیدن، اگرچه معنای اصلی متفاوت بود ) تعبیر می شود و بنابراین روز بسیار بدی برای خاکسپاری، اما خوش یمن برای برگزاری عروسی محسوب می شود.
مجید علیائی
جواب . تبرک
جواب . تبرک
چیزی که فلز را به طلا تبدیل میکند
خوش شگون