خوش و بش
/xoSobeS/
مترادف خوش و بش: احوال پرسی، حال پرسی، چاق سلامتی
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
واژه نامه بختیاریکا
پیشنهاد کاربران
اونو من میشناسم
این رو داره تو هم بگی اون اتاق بخواب
شبو میاد بغلت میخوابه
اها دیگه تو خونه شما یواشکی اتاقت میاد
یادت بیار مثل من و تو موقع سربازیت
این رو داره تو هم بگی اون اتاق بخواب
شبو میاد بغلت میخوابه
اها دیگه تو خونه شما یواشکی اتاقت میاد
یادت بیار مثل من و تو موقع سربازیت
لذت بردن از گفتگو با مخاطب
دل و قلوه گرفتن ، صحبت کردن ، گفتگو کردن ، احوالپرسی ،