خوش رقصی کردن
مترادف خوش رقصی کردن: تملق گفتن، چاپلوسی کردن، مداهنه گری کردن، خوش شیرینی کردن، خوش خدمتی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
خوشرقصی کردن ؛ بمنظور جلب دوستی کسی اشکال تراشی در کار دیگری کردن. خودشیرینی کردن. برای خوش آیند کسی کاری انجام دادن. خوش خدمتی کردن.