مهربانی، احسان، لطف، شفقت، خوش خیمی
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
خیم به معنی ذات و سرشت است و خوش خیم و بدخیم و دژخیم ( خیم پلید، دژمن=بداندیش، دشوار=سخت دژآگه=خشمگین ) از آن گرفته شده اند.
واژگان عربی وخیم و وخامت از بدخیم فارسی گرفته و پرداخته شده اند.
واژگان عربی وخیم و وخامت از بدخیم فارسی گرفته و پرداخته شده اند.
خوشه در زبان ترکی سالخیم می گویند. واژه ی سالخیم از مصدر سالانماخ گرفته شده که معنی آویزان شدن و آویختن می دهد پس سالخیم یعنی آویخته و آویزان. سالخیم یعنی خوشه ای که آویزان است مثل خوشه ی انگور که در�
... [مشاهده متن کامل]
ترکی به آن سالخیم گفته می شود و واحد شمارش خوشه ی انگور نیز می باشد. بیر سالخیم اوزم. ( یک خوشه ی انگور ) . . سال خیم ( خوشه آویزان شده ) . . . خوش خیم ( خوشه ایی که خوش و خوب است و در بدن متاستاز نمی دهد. و باعث نگرانی مریض نمی شود ) . . بدخیم ( خوشه ی بد که در بدن متاستاز می دهد. و باعث نگرانی مریض و خانواده اش می شود. که از همه دور باد )
... [مشاهده متن کامل]
ترکی به آن سالخیم گفته می شود و واحد شمارش خوشه ی انگور نیز می باشد. بیر سالخیم اوزم. ( یک خوشه ی انگور ) . . سال خیم ( خوشه آویزان شده ) . . . خوش خیم ( خوشه ایی که خوش و خوب است و در بدن متاستاز نمی دهد. و باعث نگرانی مریض نمی شود ) . . بدخیم ( خوشه ی بد که در بدن متاستاز می دهد. و باعث نگرانی مریض و خانواده اش می شود. که از همه دور باد )