خوش خرامی

لغت نامه دهخدا

خوش خرامی. [خوَش ْ / خُش ْ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش رفتاری. نیک رفتاری. ( یادداشت مؤلف ). کش خرامی :
تو رایض من به خوش خرامی
من توسن تو به بدلگامی.
نظامی.
|| خوش خلقی. خوش اخلاقی.

فرهنگ فارسی

عمل خوشخرام
خوش رفتاری نیک رفتاری

فرهنگستان زبان و ادب

{passage} [ورزش] نوعی یورتمۀ آرام که در آن اسب پیش از گذاشتن پا بر روی زمین آن را تا ارتفاع زیادی بلند می کند

پیشنهاد کاربران

خوش رفتاری
نرم گامی
نیک رفتاری
عجایب ره نوردی تیز گامی
بسی از خواب خوشتر خوشخرامی
✏ وحشی بافقی