خوسیدن

لغت نامه دهخدا

خوسیدن. [ دَ ] ( مص ) خشکیدن. || درهم کشیدن. || پرچین کرده شدن. || تر کرده شدن. || جاری شدن از چشم. || جمع کردن. گرد کردن. فراهم آوردن. ( ناظم الاطباء ).

خوسیدن. [ خوَ / خ ُدَ ] ( مص ) خوابیدن. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).

واژه نامه بختیاریکا

( خَوسیدِن(خَوسستن) ) خوابیدِن

پیشنهاد کاربران

فقط خاص لری نیست خوسیدن وخسبیدن در شمال وخراسان هم بمعنی خوابیدنه مثلا میگن فلانی وقتی همه میرن خوسه این میره چرا. . . . پس خوسه بمعنی خوابگاهه
در لری بختیاری
خَۆسَستِن ( khawsesten ) :خوابیدن
خَۆنیدِن ( khawniden ) :خواباندن
خَۆ ( khaw ) :خواب
وَخَۆس ( vakhaws ) :بخواب
مَزگُمهَ خَۆ خُۆَهرە ( mazgoma khaw khowahre ) :مغزم را خواب میخورد کنایه از اینکه خوابم میاد
...
[مشاهده متن کامل]

واژه خوسیدن که در لری متداول است اشتباه می باشد و اصل کلمه و درواقع شکل کهن تر آن خوسستن هست.

در لری ریشه دارد و همچنین در بختیاری✅
معنی خواب را دارد
Xowsidan =خفتن
Xusidan =خوشیدن/خشکیدن
Xosidan=خیسیدن /نم کشیدن /ریشه ان خوید و خویذ/خویس/خیس به چم تر و تازه است
اگر این دین نهلید و کیش ما نگروید شما را بررسیم و خوید بخوریم و خشک بسوزانیم و دوپای و چهارپای بریم و بند گران نهیم و کار فرماییم
اگر این واژه به صورت Xowsidan تلفظ شود به معنای خوابیدن و از ریشه خسبیدن است ولی اگر به صورت Xusidan تلفظ شود به معنای خشک شدن است.
در لری بختیاری
خَوْسیدن: خوابیدن، خُفْتِن
دتو