خودش

/xodaS/

مترادف خودش: بشخصه، بنفسه، شخص

معنی انگلیسی:
herself, himself, oneself, own

لغت نامه دهخدا

خودش. [ خوَ / خ ُ دَ ] ( ضمیر ) خود او. || بعینه. کاملاً شبیه به او.
- امثال :
خودش است و دو گوشهایش ؛ کنایه از فقر و بی چیزی.

فرهنگ فارسی

خود او یا بعینه

واژه نامه بختیاریکا

خُس

مترادف ها

she (ضمير)
او، خودش، ان دختر یا زن

he (ضمير)
او، خودش، جانور نر

himself (ضمير)
خود، خودش، خود او

herself (ضمير)
خودش، خودش را، خود ان زن

itself (ضمير)
خود، خودش

فارسی به عربی

نفسه
( خودش ( ) ) نفسه

پیشنهاد کاربران

درود بر شما. خسته نباشید. بر توضیح "خودش" قدری اصلاح صورت گرفته. لطفاً توضیح پیشین را بخاطر اینکه با بی دقّتی نوشته شده بود، حذف فرمائید. و توضیح جدید را که به خدمتتان تقدیم شده است، درج فرمائید. ارادتمند مهرسای.
علی مهرسای
"خودش" فصاحت ندارد. باید بجای این ضمیر انعکاسی عامیانه "او خود" بکار برده شود. مثال:"او خود این داستان را شرح داد" و نه: "خودش این داستان را شرح داد. " "شما خود گفتید. " و نه: "خودتان گفتید. " "من خود می دانم. " و نه: "خودم می دانم. " بنابراین بجای خودم، خودت، خودش، خودمان، خودتان، خودشان، باید: من خود، تو خود، او خود، ما خود، شما خود، ایشان ( آنان، آنها ) خود بکار برده شود. خود ضمیر مشترک است برای اشخاص ششگانه.
...
[مشاهده متن کامل]

"خودش" فصاحت ندارد. باید بجای این ضمیر انعکاسی عامیانه "او خود" بکار برده شود. مثال:" او خود این داستان را شرح داد. " و نه: " او خودش این داستان را شرح داد. " شما خود گفتید. " و نه: " شما خودتان گفتید.
...
[مشاهده متن کامل]
" من خود می دانم. " و نه: " خودم می دانم. "بنابراین بجای خودم، خودت، خودش، خودمان، خودتان، خودشان، باید: من خود، تو خود، او خود، ما خود، شما خود، ایشان ( آنان، آنها ) خود بکار برده شود. خود ضمیر مشترک است برای اشخاص ششگانه.

her برای او ( زن )
مثال:Her car is blueماشین او ابی است.
اما وقتی از ( own ) استفاده میکنیم تغییر جزئی در ترجمه به وجود میاید.
مثال Her own car is blue. ماشین او ابی است ( ماشین به نام اوست و او خودش مالک ماشین است و ان را خریداری کرده ) .
...
[مشاهده متن کامل]

her برای او مونونث. myبرای من. ourبرای ما . theirبرای انها. hisبرای او مذکر . itsبرای ان حیوان یا شیئ.
ownبرای خودش ( مالک اصلی است و در هر صورت به ان تعلق دارد )
example:my own home.

بپرس