خود گذشتگی

پیشنهاد کاربران

از خویش بگذر، تا که بر فردا شوی،
من مگو، از خویش بگذر، تا که تو هم یلدا شوی،
قطره اش گم کرده ای، مگر دریا کجاست،
ساحلِ خویش را در خویش اندرون جان خداست،
تا که ز رازِ خویشتن، پی بری،
قطره بودی، تا بر دریا گری،
...
[مشاهده متن کامل]

موج گشتی، تا که خود دریا شوی،
آتشِ عشق را بر درونت هم نهی،
شعله ور کن، تا سراپا پروا شوی،
گوشِ دل بسپار بر آوایِ پری،
تا به نطقِ بی زبان خود، گویا گری،
دست از خویش بردار و باش فقط یک پری،
تا ز خود بگذری و شیدا شوی،
چو خاکی شدی، تو هم دریا شوی،
محوِ خدای گردی و ز نو بازا پیدا شوی …

از جان خود گذاشتن