خوانده

/xAnde/

مترادف خوانده: قرائت شده ، مدعی علیه ، مدعو

متضاد خوانده: نوشته، مکتوب، خواهان، ناخوانده

معنی انگلیسی:
called, invited, invite, defendant, foster, read, y-clept, yclept, respondent

لغت نامه دهخدا

خوانده. [ خوا/ خا دَ / دِ ] ( ن مف ) پذیرفته شده ، چنانکه در خواهرخوانده و برادرخوانده می آید. || اسم مفعول از خواندن. رجوع به معانی خواندن شود. || مدعی علیه در اصطلاح دادگستری. ( از لغات فرهنگستان ).

خوانده. [ خوا / خا دَ ] ( اِخ ) دهی از بخش حومه شهرستان نائین در بیست ودوهزارگزی نائین. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - قرائت شده مطالعه شده . ۲ - دعوت شده بمهمانی . ۳ - احضار شده فرا خوانده . ۴ - مدعی علیه .
دهی است از بخش حومه شهرستان نائین در بیست و دو هزار گزی نائین .

فرهنگ معین

(خا دِ ) (ص مف . ) ۱ - قرائت شده . ۲ - دعوت شده . ۳ - احضار شده ، فراخوانده .

فرهنگ عمید

۱. قرائت شده.
۲. (اسم، صفت ) [مقابلِ خواهان] (حقوق ) طرف دعوی، مدعی علیه.
۳. [قدیمی] دعوت شده.

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی خوانده از ریشه ی واژه ی خواندن فارسی هست.
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم

...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

خواندهخواندهخواندهخوانده
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

خواندهخواندهخواندهخوانده
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان
در پارسی میانه: پسیمار
در تازی: مدعی علیه
در پارسی نو: خوانده
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه خوانده از ریشه ی واژه ی خواندن فارسی هست
خواندهخواندهخواندهخوانده
از نظر حقوقی ان شخصی ک ازش شکایت شده میباشد
مطالعه شده