به معنی �ایستایی� و �رکود� است. مثلا خمودگی فرهنگی به معنی: رکود و بی حالی در عرصه فرهنگ، هنر، و فعالیت های فکری جامعه دلالت می کند. یعنی کاهش خلاقیت، پویایی، و انگیزه فرهنگی به دلیل عواملی مانند سانسور، عدم حمایت، یا شرایط اجتماعی.
شره به معنای افراط در شهوات مختلف
بالعکس و در تضاد آن ، تفریط در شهوات مختلف یعنی خمودی
بالعکس و در تضاد آن ، تفریط در شهوات مختلف یعنی خمودی
مقابل افراط در شهوات یا شَرَه، تفریط در قوه شهوات
حالت تفریط در قوه شهوت
مقابل حالت افراط در شهوت یا به عبارت دیگر شَرَه
مقابل حالت افراط در شهوت یا به عبارت دیگر شَرَه
تفریط در شهوت، پژمردگی، بی تحرکی
پژمردگی
کاهلی
خاموشی
[خمودی نار = بمردن آتش]
کاهلی
خاموشی
[خمودی نار = بمردن آتش]
بی روح
افسرده
بی تحرکی
افسرده
بی تحرکی