در ایران باستان و منطقه ی بین النهرین پنجه یا خمسه ی مسترقه پنج روز آخر سال بوده . یعنی دوازده ماه سی روزه در سال وجود داشت و پنج روز و اندی که خمسه ی مسترقه را می سازد . در خمسه مسترقه، معمولاً آشوب ازلی را مجسم می کردند. به این مفهوم که نظم و قانون در این پنج روز وجود ندارد و در پی آن، دوازده روز می آید که نماد دوازده ماه سال است [همانند دوازده روز تعطیلات عید نوروز] .
... [مشاهده متن کامل]
در ایران باستان و بین النهرین طبق باورها و فرهنگ آن زمان پیش از پنجه یا خمسه مسترقه ، ایزد دُموزیِ سومری یا سیاوش ایرانی [نماد مرگ و زنده شدن مجدد طبیعت] شهید می شده اند . که بخاطر همین شهادت چند روز پیش از نوروز مردم به آرامگاه ها می رفتند، چراغ می بردند و به گریه و زاری می پرداختند. بردن چراغ بدین منظور بود که مسیر ارواح را روشن کنند بدان امید که آنان بازگردند . [همانند روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری] . و گریه و زاری نماد باران خواهی ست.
خمسه مسترقه از نظر نحسی و هرج و مرج برابر با نحسی روز سیزدهم است. چون نماد و نشانه ی آشوب ازلی پیش از آفرینش است. در ایران مراسم خمسه ی مسترقه را بصورت میر نوروزی داریم که دیوانه یا دزدی پنج روز حاکم میشود و در گوش فرمانروا میزند . یا گاهی هم در زمان هخامنشیان ، در بابل باستان ، رسم بوده کاهن اعظم دو سه سیلی به صورت حاکم می زده . همچنین مراسم اُرجی ( همبستری گروهی ) برگزار میشده که آثار و ته مانده هایش را حتی تا دوره صفوی هم مشاهده میکنیم. ( زنان که همه در ایام سال چادر به سر میکردند در روز سیزده نوروز بی روبند و چادر به خیابان می آمدند )
.
( از اسطوره تا تاریخ ـ مهرداد بهار )
... [مشاهده متن کامل]
در ایران باستان و بین النهرین طبق باورها و فرهنگ آن زمان پیش از پنجه یا خمسه مسترقه ، ایزد دُموزیِ سومری یا سیاوش ایرانی [نماد مرگ و زنده شدن مجدد طبیعت] شهید می شده اند . که بخاطر همین شهادت چند روز پیش از نوروز مردم به آرامگاه ها می رفتند، چراغ می بردند و به گریه و زاری می پرداختند. بردن چراغ بدین منظور بود که مسیر ارواح را روشن کنند بدان امید که آنان بازگردند . [همانند روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری] . و گریه و زاری نماد باران خواهی ست.
خمسه مسترقه از نظر نحسی و هرج و مرج برابر با نحسی روز سیزدهم است. چون نماد و نشانه ی آشوب ازلی پیش از آفرینش است. در ایران مراسم خمسه ی مسترقه را بصورت میر نوروزی داریم که دیوانه یا دزدی پنج روز حاکم میشود و در گوش فرمانروا میزند . یا گاهی هم در زمان هخامنشیان ، در بابل باستان ، رسم بوده کاهن اعظم دو سه سیلی به صورت حاکم می زده . همچنین مراسم اُرجی ( همبستری گروهی ) برگزار میشده که آثار و ته مانده هایش را حتی تا دوره صفوی هم مشاهده میکنیم. ( زنان که همه در ایام سال چادر به سر میکردند در روز سیزده نوروز بی روبند و چادر به خیابان می آمدند )
.
( از اسطوره تا تاریخ ـ مهرداد بهار )
فهمیدن اصطلاحات تقویم نجومی
اندرگاه خمسه مسترقه به پنج روز آخر سال در گاه شماری اوستایی نو گفته می شود. در این گاه شماری سال از ۱۲ ماه ۳۰ روزه ( جمعا 360 روز ) تشکیل شده است. این پنج روز را به آخر ماه دوازدهم ( اسفند ) می افزایند.
... [مشاهده متن کامل]
هر یک از این پنج روز به نام یکی ازسرودهای گاهانی نامیده شده است.
در تقویم کنونی زرتشتی اگر سال کبیسه باشد این پنج روز به شش روز افزایش می یابد. در این صورت آن سال را اندرگاهی= ( کبیسه ) می نامند.
ایرانیان در این روزها به جشن و آتش افروزی می پرداختند زیرا پس از آن سال نو آغاز می گشت.
( اندرگاه یا پنج روز گاهانی یا_روزهای گات ها _ بهیزک _ پنجه دزدیده ( در پهلوی وهیجک ) ( به پارسی میانه: پنجوه بهیزک یا پنجوه پهیچک )
... [مشاهده متن کامل]
هر یک از این پنج روز به نام یکی ازسرودهای گاهانی نامیده شده است.
در تقویم کنونی زرتشتی اگر سال کبیسه باشد این پنج روز به شش روز افزایش می یابد. در این صورت آن سال را اندرگاهی= ( کبیسه ) می نامند.
ایرانیان در این روزها به جشن و آتش افروزی می پرداختند زیرا پس از آن سال نو آغاز می گشت.
( اندرگاه یا پنج روز گاهانی یا_روزهای گات ها _ بهیزک _ پنجه دزدیده ( در پهلوی وهیجک ) ( به پارسی میانه: پنجوه بهیزک یا پنجوه پهیچک )
در پارسی " بهیزگ ، وهیزگ " و اندرگاه : در آیین مزدیسنا سال را 360 روز می گرفتند و در پایان 5 روز به آن می افزودند و به آن پنجه تنتره یا پنجه دزیده می گفتند.